ظاهرا فقط دوستانی که از اینتر اکسپلورر وارد اینترنت می شوند می توانند این فایلها را بشنوند
آثاری از اجرای دوستان هنرمندمان گذاشته ایم بشنوید . کارهای دیگری هم دارد آماده می شود که خواهیم گذاشت . دوستان دیگر هم اگر نمونه اجرا دارند بفرستند تا همه بشنویم و البته لذت ببریم . قبل از کلیک کردن روی آثار ، لطفا موسیقی در حال پخش را در انتهای همین صفحه خاموش کنید .
۱- قطعه آفاق رضا صلاحی ۲- آواز غفور محمد زاده
۳- دوتار نوازی غفور محمدزاده ۴- سه تار نوازی ابوسعید مرضایی
۵- آواز امیر اثنی عشری ۶- آواز حبیب الماسیان
۷- کرنا نوازی اسفندیار چنگی - موسیقی فارس ۸- آوازی دیگر از امیر اثنی عشری
۹- سه تار نوازی سعید مستفیضی ۱۰- تصنیفی دیگر با صدای حبیب الماسیان
دیشب از رادیو فرهنگ داشتم یکی از برنامه های گلها را گوش میکردم انگیزه ای شد تا از "روشنک" ، گوینده مسلط و صمیمی برنامه های قدیمی موسیقی ایران بنویسم . از منابع اینترنت کمک گرفتم در مورد ایشان این را دیدم : خانم صدیقه سادات رسولی در سال ۱۳۲۷ وارد خدمت در رادیو ایران شد و تا سال ۱۳۳۴ در بخشهای مختلف گویندگی میکرد. او گوینده برنامه گلها بود و بسیاری از مردم ایران این برنامه را با صدای او که اشعار را به درستی دکلمه میکرد، میشناسند و تاثیر گویش ایشان در فراگیری اشعارادبیات فارسی برای مردم هم چنان در اذهان، به عنوان یک خاطره زیبا باقی ماندهاست بخصوص این "پیوسته دلت شاد و لبت خندان باد " . خانم روشنک در مصاحبه ای در سال ۱۳۵۴ چنین میگوید : زمانی که میخواستم وارد رادیو شوم، ۸۱ نفر جهت گویندگی شرکت کرده بودند که از میان آنان قبول شدم کسانی که از من امتحان گرفتند: مرحوم سعید نفیسی، حسینقلی مستعان، حسین زاهدی ، مرحوم صبحی و چند نفر دیگر هم بودند که الان یادم نیست مرحوم پیرنیا از برنامه سوم گلها مرا دعوت به همکاری کردند. نام روشنک را هم ایشان برایم انتخاب کرد و اولین شعری را که در برنامه گلها خواندم، این بود: طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد / در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد / شب که خورشید جهان تاب، نهان از نظر است / طی این مرحله با نور مهی باید کرد / از خاطراتم این است که گاهی که از رادیو بیرون میامدم، جوانان علاقه مندی در بیرون رادیو بردند که از من خواستند اشعاری را که در برنامه گلها میخوانم، برایشان بنویسم. ولی همیشه به دلیل جوان بودن آنها این شعر را برایشان مینوشتم: نخست موعظه پیر میفروش این است / که از معاشر ناجنس احتراز کنید… اما حالا پس از گذشت چند سال اگر قرار باشد مطالبی بنویسم، این شعر را هم اضافه میکنم : از امروز کاری به فردا نماند / چه دانی که فردا چه آید زمان ... این نکته را هم اضافه کنم که همه ی گویندگان بعدی ، صدا و ادای شعر روشنک را استثنایی میدانند. استثنایی که بر جذابیت برنامه ی «گلها»ی پیرنیایی میافزود . اگر دوستان اطلاعات بیشتر از این هنرمند دارند در نظرات بگذارند بخوانیم ...
گام نهادن و قدم زدن در سپيده رود انديشه هاي خداي گونه دل مي خواهد و سودايي به جان ، گلگون مي شود رخ انسانيت آن هنگام که رقص کنان به سمت جاودانگي مي شتابي و تو اينچنين قدم برداشتي هماره زندگي نابت را . اينها را با تمام وجود حس مي کنم به زماني که بيداد مضرابت را مي نوشم و سوگند به قلم که در مقروض بودن اين سرزمين و فرهنگش به دستان جادويي تو ، واژه بي ارزش و جملات بي مقدارند ... پرويز مشکاتيان ! آواي شورانگيز انديشه تو چون الهه گان اسيري در کالبد هنر ايران به پرواز در مي آيند و در تصور نشايد چنين پرواز را خاتمه اي ، همين درياري که شهر ياران بود وخاک مهربانان ، و چه حال اوفتاد در از کف دادن همزيستي با تو . و بيدارست هنوز آواي مهرآيينت ، به قول خودت موسيقي ايران آفتابي شده است و چه کسي ست که نداند خورشيد تابنده عصر حاضر موسيقي ما تو بودي و تو خواهي بود ... گرماي سخنانت که هرگاه مي خوانم و مي شنومش با آن گيرايي هميشگي نيشابوريان ، ساز دلم چهارگاه کوک مي کند و با نرم آهنگ نغمه هاي سنتورت هم آواز مي شود و غرور وطن پرستي با چکادت معنا مي يابد . اکنون در آستانه بهشت ماهيم ، ماه دلربايي بهار و زاد روز تو ، اين دو نکويي خلقت را بايد جشني به پا کرد چرا که تو همان نغمه پرداز بزرگي که با غوغاي همراه شو عزيزش سرود يکدلي تا ايران باقيست به گوش ميرسد و تا طپشي در رگهاي مردمانش هست ورد زبانشان است اي خطه ايران مهين اي وطن من ... وچنين است ريشه دوانيدن پرتو مضرابهايت در خاک ايران و درجان ايراني . براي ما تو هرگز نرفته اي هرگز ترک ديار نکرده اي چون قاصدکي سرک کشيدي آنجا که تورا منتظرند... تو در ميان مايي با جانانه نغمه هايت و به مشرق ساغر آوايت ، روزان و شبان عاشقي را ترک خواب کرده اي ... بيست و چهار ارديبهشت زاد روز دردانه موسيقي ايران است ، زاد روز دلداده اي از کهن ديار نيشابور ، نغمه پرداز سترگ بوم خراسان ، براي ما خراسانيها و ايرانيها... پرويز مشکاتيان جاودانه ايست که کهرباي آثارش جانمان را چون کاه سرگشته اي مي ربايد و با جادوي مضراب سما آفرينش موسيقي و فرهنگ ، نامي راست و گفته بود که هنرمند همان اوصياي يک ملت است و چه خوش پيغام دوست بر دلمان نشاند و گل رفت . گل رفت و من باران باران گريه برايش کردم ، دل تنگ ميشود وقتي بخواهم با صداي خودت بگويمت ، کاين همه شکوفه از براي تو ، فرش غم از او زير پاي تو ... حمید قابلی
شبی به منزل مجدالممالک که از آشنایانم بود ، رفته بودم . در آنجا شروع به خواندن کردم. در این مجلس علی خان نایب السلطنه نیز که از خوانندگان بنام بود ، حضور داشت. او پس از شنیدن آواز من ، مرا تشویق کرد و گفت اگر شما به این کار ادامه دهید ، خواننده خوبی خواهید شد. من از این گفته گرم شدم و اولین مشق را که «شور» بود، نزد علی خان شروع به آموختن کردم، علی خان اولین استاد آواز من بود، مدتها از محضر این استاد استفاده کرده و ردیف «راست پنجگاه» را که در آن زمان بین خوانندگان تنها علی خان می دانست مشق کردم. پس از این مرحله از زندگیم، مرحله به مرحله با اساتید موسیقی آشنا می شدم و از هر کدام توشه ای بر می گرفتم که از این عده می توانم به ترتیب میرزا حسینقلی، حسین خان کمانچه کش، درویش خان، ملک الذاکرین و میرزا عبدالله را یاد آور شوم، که از این اساتید بزرگ زمان مطالب فراوانی را آموختم... استاد عبدالله خان دوامی در یک حیاط دو اطاقه کوچک بی آلایش زندگي مي كرد. او در محله ای دور از گذر در جماران، روزگار مي گذراند و استاد برگزیده نواهای ضربی و تصنیف بود. وی در سال 1270 ، در یکی از روستاهای تفرش به دنیا آمد. دروس اولیه و قرآن را در روستاي «طه» فراگرفت و پس از گذشتن ازکودکی به تهران آمد و در مدرسه « تربیت » صرف و نحو را آموخت. پس از دوران تحصیل ابتدا به خدمت اداره پست درآمد و سپس به اداره مالیه رفت و تا زمان بازنشستگی در این اداره خدمت کرد. در سال ١۳۳٤ وارد راديو و تلويزيون شد و يكي از اعضاي كانون حفظ و اشاعه موسيقي ايراني بود. از شاگردان دوامي مي توان محمود كريمي، فرامرز پايور، حسين عليزاده، محمد رضا لطفي، محمد رضا شجريان، داريوش طلايي، فاطمه واعظي (پريسا)، فاخره صبا، پرويز مشكاتيان، مجيد كياني، محمد حيدري را نام برد. سرانجام استاد عبدالله دوامی ، در 20 اردیبهشت 1359 ، پس از چندین دهه فعالیت هنری در عمر پربارش ، دیار خاک را به شوق دیار باقی بدرود گفتند. روانش شاد ، یادش همواره گرامی ...
استاد فریدون حافظی برای هنرمندان موسیقی ، شخصیتی کاملا شناخته شده است مدتی پیش تو ذهنم بود از این استاد بزرگوار یادی کنم ولی به هر دلیل اتفاق نیفتاد تا امروز که خبر ناخوشایندی از ایشان خواندم . از زبان خود استاد : چندي پيش در اثر زمين خوردگي دستم از بازو تا آرنج دچار آسيب و شكستگي شد و هم اكنون با تشخيص پزشك تا دو هفته ديگر بايد در گچ بماند. من هم اكنون به دليل درد بسيار زياد هيچ فعاليت موسيقايي نمي توانم انجام دهم و البته به گفته پزشك معالج امكان دارد گچ گرفتي دستم تا يكي دو ماه ديگر طول بكشد تا استخوان شكسته به خوبي التيام يابد... برای استاد از خدای بزرگ طلب سلامتی و شفا و طول عمر مسالت می کنیم . استاد فریدون حافظی نوازنده تار و سهتار و آهنگساز متولد 1305 در کرمانشاه است . او بعد از عزیمت به تهران برای آموزش موسیقی به هنرستان رفت هنرستان رفت و در آنجا موسیخان معروفی استاد بنام تار آن هنرستان از او امتحان بعمل آورد. چقدر جالب است این نکته : وقتی فریدون شروع به زدن تار كرد ، موسی معروفی از زدن او بسیار خوشش آمد و صورت او را بوسید و تار مخصوص خودش را به او بخشید. استادحافظی هم اکنون این تار را که از بهترین تارهای ایران و از ساخته های یحیی خان، استاد و سازنده تار در ایران است نزد خود دارد و با آن مینوازد . برای استاد مجددا آرزوی سعادت و سلامت و بهروزی داریم .
مراسم بزرگداشت استاد جلال ذوالفنون ۲۳ اردیبهشت ماه در تالار حافظ شیراز برگزار خواهد شد . آرش اوستا گفته قرار است در این مراسم گروه اوستا برنامه ای بیاد این استاد برگزار کند . خبر دوم اینکه کنسرت حسین علیزاده و پژمان حدادی در تاریخهای ۱۷، ۱۸ و ۱۹ اردیبهشت ماه در سالن کتابخانه مرکزی شهر اهواز برگزار خواهد شد. این کنسرت که در ساعت ۲۱روزهای یاد شده برگزار میشود، اولین کنسرت علیزاده در این شهر است. این کنسرت در بهبهان و بوشهر هم اجرا خواهد شد. خبر دیگر اینکه بزرگداشت استاد جلال ذوالفنون با عنوان " آتش در نیستان " 17 اردیبهشت در مركز همایش های برج میلاد تهران با حضور مدیران ارشد شهرداری و همچنین خانواده وی برگزار میشود. در این برنامه محمدهادی ایازی معاون فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران،الهه قمشه ای سخنرانی كرده و حسام الدین سراج و سهیل ذوالفنون فرزند استاد و تعدادی از شاگردان وی قطعاتی از او را اجرا می كنند. خبر بعدی ، سمین غانم به همراه گروهش قطعاتی از آثار گذشته و همچنین مجموعه تازه خود را ۱۹ تا ۲۲ اردیبهشت ماه برای بانوان در تالار وحدت به صحنه می برد .
مراسم گراميداشت رضوي سروستاني خواننده و استاد آواز ايراني فردا (سه شنبه ۱۲ اردیبهشت در سالن مجموعه فرهنگي هنري حافظ شيراز برگزار مي شود كه طي آن برنامه هاي متنوعي از جمله رونمايي تمبر ياد بود اين خواننده معاصر كشورمان خواهد بود. از ديگر برنامه هاي اين مراسم مي توان به سخنراني اساتيد موسيقي درباره رضوي سروستاني و همچنين به اجراي حسين عليزاده به همراه پژمان حدادي و پوريا اخواص در همين مراسم اشاره كرد. اين برنامه كه اداي ديني به زحمات و نقش اين استاد آواز ايراني است با همكاري انجمن موسيقي فارس، اداره كل فرهنگ و ارشاد فارس و حوزه هنري شيراز تدارك ديده شده است.
محمدجواد كسایی فرزند حسن كسایی با ارسال نامه ای به نای ضمن تشریح وضعیت پدرش، از مردم خواست تا برای پدرش دعا كنند. محمد جواد كسایی در این نامه آورده است : آن دل که هزار کامكاری کرده است/ بر مرکب کام ها سواری کرده است/ امروز در او نظاره باید کردن/ تا عشق درو چه دستکاری کرده ست. با سپاس فراوان از دوستان و دوستداران موسیقی ایرانی اخص دوستداران پدر که همواره در این ماه های اخیر جویای حال ایشان بوده اند ، باید به عرض برسانم که به دلیل بیماری و کهولت سن ، در منزل بستری هستند و قادر به ملاقات علاقه مندان نیستند . دعای خیر پدر بدرقه ی راه شما و دعای خیر شما ، آرامش بخش روح و جسم ایشان.
با تقدیم مهر
محمدجوادکسایی
اصفهان - چهارم اردیبهشت ۹۰
محمودي خوانساري سال 1312 در خانواده اي مذهبي ديده به جهان گشود. پدرش حجه الاسلام سيد جمال الدين محمودي از روحانيون خوشنام و فروتن خوانسار بود و تسلّط نسبي شادروان محمودي خوانساري بر زبان عرب و تعليمات ديني را مي توان حاصل 13 سال زندگي در کنار پدر بزرگوارش دانست. وي پس از فوت پدر، يعني مقارن سال 1326 خوشيدي به تهران آمد و در دبيرستان اديب به ادامه تحصيل مشغول شد و در طول اين دوران يک لحظه از زمزمه کردن و آواز خواندن، آن هم به صورتي کاملآ خود جوش و فطري غافل نشد. از سال 1335 مي توان به عنوان سال تحوّل و دگرگوني در زندگي هنري محمودي خوانساري نام برد. زيرا در محفلي با شادروان ابوالحسن صبا آشنا گرديد و از پيشنهاد ايشان مبني بر فراگيري علمي رديف موسيقي ايران استقبال نمود و اين تمرين و ممارست تا پايان عمر استاد صبا ادامه يافت. سال 1338 به دعوت داوود پيرنيا، بنيانگذار برنامه گلهاي جاويدان، گلهاي رنگارنگ، يک شاخه گل، برگ سبز و گلهاي صحرايي، در استوديو گلها شروع به فعاليت نمود و رسمآ اولين کار هنري خود را در برنامه برگ سبز شماره 56 ضبظ نمود. از آن پس شادروان محمود خوانساري در کنار اساتيدي چون مرتضي خان محجوبي، احمد عبادي، حبيب الله بديعي، جواد معروفي، حسن کسائي، پرويز ياحقي، جليل شهناز، رضا ورزنده، منصور صارمي و فرهنگ شريف به خلق آثار ماندگار موسيقي اصيل ايراني همت گماشت.محمودی خوانساری بگفته حسين معيني کرمانشاهي هرگز در ازاي دستمزد، ناله بي غمي سر نداد و در عين نيازمندي، وارسته و بي نياز عمر خود را در گوشه انزوا سپري نمود و سر انجام روز چهارشنبه دوم ارديبهشت ماه 1366، به صورتي ناگوار، مظلومانه و ناباورانه از غم زيستن نجات يافت و حيات مجددي را آغاز نمود ... روحش شاد و یادش گرامی ...
استاد بزرگ ، جلیل شهناز روز گذشته به علت تورم غده گلو در بیمارستان پارس بستری شد و تحت مراقبت های ویژه قرار گرفت . خوشبختانه همسر بزرگوار استاد وضعیت جسمانی ایشان را خوب اعلام کرده و به گفته مسول بخش جراحی احتمالا حدود یکماه استاد بزرگ موسیقی ایران در بیمارستان تحت مراقبت خواهد بود . همچنین استاد احمد ابراهیمی از اساتید پیشکسوت آواز هم دیروز بدلیل مشکلات تنفسی در بیمارستان بستری شده است . از خداوند بزرگ برای این دو استاد بزرگ موسیقی ایران سلامتی کامل مسالت می کنیم . خداوند سالهای سال به ایشان عمر پر برکت عطا فرماید و سایه مبارکشان همواره بر سر هنر و هنرمندان و جامعه هنری ایران مستدام باشد . این خبرها البته خبرهای خوبی نیست ولی به هر حال دعای مردم و دوستداران هم در بهبود و شفای آنان بی تاثیر نخواهد بود ...
به نام دوست . نگاهی گذرا به فضای موسیقی ایرانی در دهه های اخیر : از زمانیکه میرزا تقی خان امیرکبیر،آقا علی اکبر فراهانی ( پدر میرزا عبدالله ) را برای گسترش موسیقی اصیل و رهایی از انحصار دربار و خوانین ،به تهران فراخواند تا کنون گرایشهاوشعب گونه گونی از این موسیقی ظهور کرده و مدتی پهنه ی سرزمین اهوراییمان را جولانگاه خود ساخته و بعد جای خود را به گونه ای دیگر داده است . در این مقال مروری کوتاه به فضای حاکم بر موسیقی دهه ی بیست به بعد خواهیم انداخت . در شروع سلطنت پهلوی دوم عوامل عد یده ای باعث رونق هنرهای مختلف در ایران شد. فضای بازسیاسی بعد از سقوط دیکتاتور،افول گرگ پیر استعمار و جایگزین شدن امپریالیسم نو ظهور ینگه دنیا با ژستهای دمکراتیک را می توان از جمله این عوامل دانست . بگذریم .... در پدرِ هنرها (موسیقی) شاید بتوان سه عامل را پررنگتر دید . تأسیس رادیو، برنامه گلهای داود پیرنیا، و پدیده ای به نام صبا . رادیو متقاضی موسیقی بود و عرضه ی انواع موسیقی را
ادامه مطلب...
قرار است حسین علیزاده در نیمه اول اردیبهشت یک کارگاه آموزشی در شیراز برگزار کند این كلاسها در سه سطح آموزشی ابتدایی، متوسطه و پیشرفته برگزار می شود، مقطع ابتدایی شامل سطح كتاب 'دستور سه تار دوره ابتدایی' حسین علیزاده و یا كتابهای هم سطح آن همچون اول و دوم هنرستان خواهد بود. سطح متوسطه نیز كتاب 'دستور تار و سه تار دوره متوسطه' این هنرمند و یا كتابهای هم سطح آن همچون سوم هنرستان را در برمیگیرد . مقطع پیشرفته اما به رپرتوآری همچون 'ده قطعهها' ساخته حسین علیزاده و یا آثاری نزدیك به این سطح همچون آثار استادانی چون شهنازی ، صبا و درویشخوان می پردازد . خبر دیگر اینکه آلبوم جدید علیرضا افتخاری بنام جام مصفا منتشر شد . سه قطعه از این آلبوم از خود آقای افتخاری است ، یک قطعه از استاد حبیب اله بدیعی و بقیه بعلاوه تنظیم کل آهنگها از آقای محسن حسینی است . خبر سوم همراهی داریوش پیرنیاکان و حمیدرضا نوربخش با تور کنسرتهای گروه شهنازی است که قرار است از اردیبهشت ماه با اجرا در تهران در شهرهای مختلف ایران برگزار شود کل اهنگ های این کنسرت از استاد پیرنیاکان است . آخرین خبر هم اینکه آلبوم " راه بی نهایت " به اهنگسازی میدیا فرج نژاد و با صدای حسام الدین سراج دوباره منتشر شده و در دسترس می باشد . یک برنامه تلویزیونی هم با حضور علیرضا افتخاری به بحث بهار و آواز ایرانی می پردازد که احتمالا چهارشنبه ها ساعت هشت صبح از شبکه خبر و در برنامه صبح با خبر پخش می شود . امیدوارم برایتان مفید بوده باشد .
زمان پخش فایل صوتی این مطلب پایان یافته . موسیقی متناسب با مطالب پخش می شود
شاید در ایام نوروز غمناک بودن کار درستی نباشد اما در گذشت آقای ذوالفنون خودش خود بخود خیلی غمناک بود . من این قطعه ای که دارید می شنوید را حدود ده سال پیش زده ام و امروز بیاد استاد جلال ذوالفنون گذاشتم همه بیاد ایشان باشیم . روح استاد شاد ، یاد استاد گرامی ...
در این ساعات و روزهای آغازین سال جدید یادی کنیم از رفتگان و در گذشتگان هنر موسیقی ایران زمین ، آنان که عمر پر برکتشان را در راه خدمت به فرهنگ و هنر این مملکت گذاشتند ... از خداوند بزرگ بخواهیم سلامتی و بهروزی و طول عمر عطا کند به استادانی که در بستر بیماری اند ... و دعا کنیم دلهای هنرمندان و استادن هنر این سرزمین روز به روز به هم نزدیک تر و پیوندشان فزون تر گردد ... از خداوند بخواهیم چنان بینشی عنایت فرماید تا هنر جز برای عزت ایران و ایرانیان نزد جهانیان نباشد . سال نو مبارک ، همیشه شاد و خرم باشید ... سعید مستفیضی
(تاریخ پخش موسیقی مربوط به این مطلب پایان یافته . موسیقی متناسب با مطلب تغییر میکند)
دیشب داشتم نوارهای قدیمی ام که روزگاری ، خیلی خوش با آنها زندگی میکردم و میگذراندم را مرور میکردم به نواری برخوردم که رویش نوشته بودم " بهار ناظری " این نوارها را سالها گوش نگرفته بودم و کنجکاوانه آنرا گذاشتم گوش دادم چقدر برایم خاطره انگیز و زیبا و دلچسب بود . باز آمد بهار ... کاری مشترک از شهرام ناظری و هوشنگ کامکار . حتما دوستان و مردم ایران سالهاست که آنرا از تلویزیون نشنیده اند . از آنجا که برای خودم خیلی لذت بخش و خاطره انگیزبود ، خالی از لطف ندیدم بگذارم عزیزان هم بشنوند . این کار فوق العاده ، در دستگاه چهارگاه ، به آهنگسازی استاد هوشنگ کامکار و آواز استاد شهرام ناظری واگر اشتباه نکنم با ارکستر تلویزیون در سالهای بین 62 تا 65 ساخته شده و در آن سالها بارها از این رسانه پخش شد . خب ، روزهای جنگ ، با آن حال و هوا و آن شرایط سخت اما خوش ، یک اثر موسیقایی با یک صدای گرم و دلنشین می توانست بسیار موفق و ماندگار باشد ویادم هست آن روزها و آن سالها ، این صدای شهرام ناظری بود که هر وقت از تلویزیون پخش می شد گاهی با گریه ها همراه بود. گریه مادر خودم که دو جوانش را در جنگ از دست داده بود ... همینجا عرض کنم اینکه میگوییم آقای ناظری امروز درعین پرداختن به حرکتهای نو باید نگاهی هم به همان مردم عادی بیندازد ، برای همین است . به هر حال ، لذت شنیدن " باز آمد بهار" را با شما تقسیم میکنم و امیدوارم دوباره فرصتی پیش بیاید آثار ارزشمند دیگری هم که نایاب است در بازار و در دسترس علاقمندان نیست را بگذارم بشنوید . الانم که خب روزهای پایانی زمستان است و بهار هم در راه ... و بی مناسبت هم نیست . من کلام این کار را که به نظر بنده آواز ضعفش را پوشانده نمیدانم از کیست اگر دوستان می دانند لطف کنند و در نظرات بنویسند . چون در خواننده و آهنگساز آن ، تردیدی نیست . نکته آخر را هم اشاره کنم شهرام ناظری ، با همه ی انتقاداتی که ممکن است به او وجود داشته باشد و به خلق آثار نو و به عدم تمایلش به بازگشت به نقطه ای که انتظار همان مردمی است که اشاره کردم و در کنسرتهایش هم بارها تلنگر زده اند ، همچنان از مفاخرارزشمند موسیقی ایران است و صدای او همیشه برای ملت ایران صمیمی ، دلنشین ، موثر و جاوید بوده است . شکی نیست که آقای ناظری این مردم و این طبقه ای که ذکر کردم را فراموش کرده است چون آثار این سالها هرگز آن تاثیر را بر دل دردمندشان نداشته و یک تفکر مدرن را در ایشان و آثارشان می بینیم . امیدوارم این نوشته از طریق دوستان وبسایت آقای ناظری به استاد برسد تا نگاهی از ان هنرمند بزرگ به پشت سر را شاهد باشیم . همینجا هم سال نو را تبریک میگویم به همه دوستان عزیزم و عذر میخواهم بخاطر خستگی این نوشته ریتم قشنگ و درستی نداشت . شاد باشید ... سعید مستفیضی
برابر خبرهای دریافتی حال عمومی استاد جلال ذوالفنون بدتر شده و در حال حاضر او درد بسیار زیادی را تحمل میكند. جلال ذوالفنون بعد از جراحی قلب، دچار نفس تنگی شده و از درد بسیار زیادی رنج میبرد و پزشك معالج او تشخیص داده كه ایشان همچنان باید در بیمارستان ایرانمهر بستری باشند. آقای ذوالفنون هفته گذشته به دلیل كهولت سن و بیماری قلبی در بیمارستان ایرانمهر بستری شده است . از خدای بزرگ سلامتی کامل استاد ذوالفنون را مسالت می کنیم و علاقمندان هم دعا کنند تا هرچه زودتر ایشان بهبود یافته و به زندگی هنری در کنار مردم هنر دوست ایران بازگردند ... تا الان برای درمان جناب ذوالفنون بیش از سی میلیون تومان هزینه شده است . کاش صندوقی تاسیس می شد تا مردم با فرهنگ و عاشق هنر ، هر ماه مبلغی میگذاشتند برای بزرگان و اساتید هنر ؛ اساتیدی که نیازمند پشتوانه ی مالی اند . چه برای فعالیت ها ، چه برای مواقعی اینچنین ... یعنی اگر یک میلیون نفر هر ماه فقط هزار تومان بگذارند ، با ماهیانه یک میلیار تومان نیاز به هیچ ارگان و نهاد دولتی برای فعالیت های موسیقی و حمایت انان از هنرمندان نیست ... امیدوارم روزی این اتفاق بیفتد ... سعید مستفیضی

در اخبار سایت خانه موسیقی مطلع شدیم دوباره یک هیات فرهنگی از مسولان و دست اندر کاران موسیقی کشور ، ضمن دیدار با استاد جلیل شهناز از نزدیک در جریان آخرین وضع جسمانی این استاد برجسته و نوازنده تار قرار گرفتند . دکتر حمید شاه آبادی معاون فرهنگی وزیر ارشاد ، سید محمد میرزمانی مدیر کل دفتر موسیقی ، علی ترابی مدیر عامل انجمن موسیقی ، علی مرادخانی رئیس موزه موسیقی ، داود گنجه ای عضو شورای عالی و قائم مقام خانه موسیقی و زیدالله طلوعی عضو هیات مدیره خانه موسیقی از مسولانی بودند که در یک اقدام موثر و بجا و تحسین برانگیز به دیدار بزرگترین استاد حال حاضر موسیقی ایران رفتند . امیدواریم علاقمندان هنر موسیقی ایران زمین همیشه شاهد این اتفاقات شایسته و خجسته باشند . اتفاقی که هرگز برای استاد بهاری و استاد عبادی و استاد قوامی و اساتید دیگر نیفتاد و تا الان هم برای استادان دیگر هم ردیف شهناز نیفتاده ... خداوند سایه ی بزرگان هنر این ملک پرگهر را سالیان دراز مستدام بدارد و به متولیان و مدیران هم توان همراهی و همکاری عنایت بفرماید و همیشه شاهد لبخندهای صمیمانه هنرمندان و هنر بانان باشیم ... سعید مستفیضی
استاد بزرگ احمد عبادی در سال ۱۲۸۸ دیده به جهان گشود و بعنوان یکی از بزرگترین نوازندگان ساز سه تار در طول سالیان دراز خدمات فراوانی به هنر و هنرمندان این مملکت کرده است . آقای عبدالحمید اشراق در یک برنامه ای به بررسی زندگی و کارهای احمد عبادی، نوازنده سه تار می پردازد و به نقل از آقای خالقی خانواده عبادی را فامیل هنر نامیده اند. پدر مرحوم عبادی میرزا عبدالله، بنیانگذار موسیقی ماست. روی کتابچه های آموزش نوت که در هنرستان های موسیقی داده می شود نوشته شده متد میرزا عبدالله . میرزا عبدالله خودش سواد نوت نداشت ولی افرادی رفتند پهلوی او و حدود ۱۰ دوازده سال نشستند پهلوی او و تمام دستگاه های موسیقی ایرانی را به صورت نوت درآوردند . احمد عبادی پهلوی پدرش درس نگرفت، پهلوی خواهرش که مادر مهندس هوشنگ سیحون بود درس گرفت. ابتکار قشنگی که کرد، سیمهای سه تار را از صفحه سه تار یک کمی بالاتر آورد. خرک روی کاسه سه تار را بالاتر آورد . آقای اشراق در باره داستان مکالمه ساز احمد عبادی با مرغ حق می گوید: تابستان بوده و ایشان با دوستانشان می روند در باغی بنشینند و صفایی کنند . زیر یک درخت نشسته بودند و چون همیشه سه تار همراه استاد عبادی بوده شروع می کند به سه تار زدن، می بیند که یک مرغی می آید روی شاخه درخت می نشیند و موقعی که او ساز می زند، مرغ مرتب می آید جلوتر و می خواند. خوشبختانه دستگاه ضبط صوت هم داشتند. اشاره می کند، بدون اینکه کسی بفهمد، که دستگاه را روشن کنید . او مرتباً می زند و با ضربه هایی که روی سیم ها و روی نوت های موسیقی می زند، مرغ حق جواب می دهد . مرتباً صدایش می آید جلوتر. پرنده را جذب می کند، بنابراین پرنده ، عشقی را به ارتعاش صدای موسیقی حس می کند. مرتباً از آن شاخه به این شاخه می آید و این صدا را در ضبط صوت حس می کنید . شما هر سازی را که می شنوید، محتویات آن، شخصی که می زند، ویژگی فردی آن فرد را، برای شما مشخص می کند. موقعی که مجد می زند، سازش غوغا می کند. موقعی که عبادی سه تار می زند، انسان می فهمد که این سه تار سه تار عبادی است. این یک خصوصیت فردی است . ایشان آمد در پاریس. ۱۹۷۹ بود. با حسین ملک، که سنتور می زد. یک کنسرت بین المللی بود اینجا. سالن پر، جمعیت زیاد. ایشان پشت پرده و رویش نمی شود بیاید سه تار بزند . به حسین ملک می گوید که من با این سه تار کوچولو در مقابل این جمعیت چه کار کنم؟ آبرویم می رود. حسین می گوید نه بیا ساز بزن. می آید روی سن، می زند. مردم بلند می شوند دست می زنند. می ریزند روی سن که امضا از او بگیرند و خودش باور نمی کند . استاد عبادی حقیقتا در هنر عمر پر برکتی کرد . او فرزندی نداشت و سه تار را همواره فرزند خود می دانست . در یک فایل صوتی به کسانی که در مقام معلم سه تار ، به آموزش این ساز مشغولند یاد آور می شود که مبادا آن را وسیله کسب مادیات کنند ... هفدهم اسفند سالروز در گذشت این استاد بزرگ موسیقی ایرانی است و این مناسبت بهانه ای شد تا از آن مرد بزرگ یادی کنیم ... روحش شاد ... سعید مستفیضی



