سلام . چنانچه در بازديد وبلاگ با مشكلي مواجه شديد حتما با ما در ميان گذاريد . تلفن تماس : 07117264830 موسیقی سنتی
موسیقی سنتی
خشک سیمی خشک چوبی خشک پوست ...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم شهریور 1393 توسط سعید مستفیضی |
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393 توسط سعید مستفیضی |

اين روزها بحث انتخابات اعضاي شوراي عالي موسيقي استان فارس در سطح شهرستانها مطرح است . بدون هيچ پيش داوري ، اميدواريم با توجه به اهميت اين شورا ، اعضايي راي بياورند كه تخصص لازم را داشته باشند . متاسفانه در بعضي شهرستانها شنيده مي شود افرادي خود را كانديدا كرده اند كه فقط مربي گروه سرود دانش اموزان بوده اند . لزوم نظارت دقيق اداره كل ارشاد بر روند انتخابات ، مي تواند زمينه ي تشكيل يك شوراي قوي و با اعضايي متخصص را فراهم آورد . افزايش مشاركت هنرمندان شهرستانها در سياستگذاري و مديريت موسيقي فارس ، هدف عالي اين حركت فرهنگي عنوان شده است . پس من بعنوان يك فعال موسيقي در استان فارس از كساني كه خود را كانديدا ميكنند درخواست دارم اگر فارغ التحصيل رشته موسيقي نيستند ، اگر بيش از 12 سال سابقه تدريس يك ساز رسمي در آموزشگاهها ندارند ، اگر سابقه حضور در جشنواره هاي رسمي موسيقي وزارت ارشاد ندارند ، اگر مدير آموزشگاه موسيقي نيستند ، اگر مدير عامل شركت تهيه توليد و تكثير آثار صوتي نيستند ، به حكم " وجدان " و  " اخلاق " از كانديداتوري انصراف بدهند تا كساني كه حائز شرايط اعلام شده هستند انتخاب شوند و در تركيب شورا قرار بگيرند . اين شورا بسيار مي تواند در مهار معضلات موسيقي فارس موثر باشد . فرصت ها براي ارتقاء سطح هنر موسيقي را با خود بيني و لذت كاذب پيروزي در يك فضاي رقابت فدا نكنيم ... خطاب من به همه ي شهرهاي فارس است .      سعيد مستفيضي

نوشته شده در تاريخ سه شنبه یازدهم آذر 1393 توسط سعید مستفیضی |
Taaj.jpg  

جلال تاج اصفهانی هنرمند و استاد صاحب سبک مشهور اصفهانی در سال ۱۲۸۲ شمسی در اصفهان به دنیا آمد. او فرزند شیخ اسماعیل تاج الواعظین(متوفی ۱۳۲۶ ق) می باشد. پدرش از علمای اهل منبر و دارای صدای دلنشین بود و در بین مردم اصفهان شهرت بسیار داشت. تاج اصفهانی گرچه در آواز بی نظیر بود ولی در صفات عالی اخلاقی نیز شهرت فراوان داشت. چنانچه نقل است به پدر و مادر خود بسیار احترام می گذاشت. و انسانی متواضع و مودب بود و بر مزارش به درستی نوشته اند: "مردی که نبوغ هنری را با فضیلت اخلاقی به هم آمیخته داشت." بی تردید بسیاری از استادان مسلم موسیقی و نوازندگان چیره دست سازهای ایرانی با شادروان تاج ساز نواخته اند. شادروان تاج در زندگی یک همسر اختیار کرد و همیشه از او به عنوان یک کدبانو ی خانه دار مهربان و دلسوز که موجب و موجد گرمی کانون خانوادگی اوست نام می برد.خداوند به تاج از این همسر شش فرزند عطا کرد ؛ چهار دختر به نام های : تاجی ، پروین ، هما ، پروانه و دو پسر به نام های : همایون و جمشید .جلال تاج اصفهانی در سيزدهم آذرماه ۱۳۶۰ دار فانی را وداع گفت و پیکر این هنرمند اصفهانی در قبرستان تخت فولاد اصفهان در تکیه سید العراقین به خاک سپرده شد ... روحش شاد .

نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهارم آذر 1393 توسط سعید مستفیضی |

  

آذرستون - نوا مرکب خوانی - سرعشق - شرح فراق ... کمتر اهل موسیقی است که با این واژه ها بیاد محمد موسوی نیفتد . هنرمندی که نوای نی اش بعد از استاد کسایی سالها با مردم ایران همراه بود و راوی دوره ای از موسیقی جدی ایران زمین در کنار استاد آواز ایران محمد رضا شجریان . بدون شک با همه مهارت  هرگز کسی از هم روزگاران محمد موسوی نتوانست همراه پر احساسی برای آوازخوان بزرگی چون شجریان باشد و این بی احساسی که داستان درازی دارد رفته رفته رنگ و بوی موسیقی ایران را تحت تاثیر قرار داد اگرچه این احساس و احساس های بی نظیر هنوز در آثار گذشته همچنان موج می زند و جاودان مانده است ... این مطلب متاثر از گفت و شنود من با یکی از دوستان اهل دل در یک نیم شب نوشته شد و بهانه ای شد برای پاسداشت و گرامی داشت این استاد نی نواز . استادی که اگرچه نوای نی اش این روزها نو بگوش نمی رسد اما همچنان آثار گذشته اش ، انیس خلوت خیل مشتاقان و علاقمندان هنر ناب ایرانی است... امیدواریم استاد محمد موسوي همواره سلامت باشند و پایدار ...                 سعید مستفیضی

نوشته شده در تاريخ شنبه یکم آذر 1393 توسط سعید مستفیضی |

  

استاد اسماعیل مهرتاش که یکى از شاگردان استاد بزرگ تارایران ، درویش خان بود گفته است : در هنگام جوانی که من و على  اکبر شهنازی برای مشق تار و کسب فیض خدمت درویش خان مى رفتیم . روزی از قسمت روابط فرهنگی ایران و فرانسه، پاکتى را براى  درویش خان آوردند که معلوم شد محتوى یکصد تومان پول نقد است. در آن زمان یکصد تومان فوق العاده ارزش داشت و اگر کسی در کوچه ای صد توما ن پول داشت، آن کوچه به کوچه صد تومانی ها معروف میشد. درویش خان به حامل پول و پاکت گفت: این صد تومان برای چیست ؟ پاسخ شنید : برای نوازندگی شما در محل روابط فرهنگی ایران و فرانسه فرستاده شده است درویش خان گفت : گمان نمی‌کنم که هنر و کار فرهنگی براى کشورم ، پاداش داشته باشد . او از قبول پول امتناع ورزید و صد تومان را به آورنده اش پس داد.پس از ساعتی در همان جلسه رو کرد به حاجی علی اکبر خان که از خاندان نسبتا ثروتمندی بود و ماهانه بابت حق التدریس سه تومان به درویش خان می‌پرداخت و گفت : پول داری حق التدریس ماه آینده خود را بپردازی؟ حاجی گفت : آری و پس از اینکه سه تومان را که در آن روزگار مبلغ نسبتا قابل توجهی بود گرفت، نوکرش را صدا زد و گفت : این سه تومان را بده به این همسایه ارمنی که امروز زنش مرده و پول کفن و دفنش را ندارد! ...... غلامحسین درویش معروف به «درویش‌خان» از هنرمندان نامی و استادان موسیقی ایرانی اواخر دوره قاجاریه است. وی در سال ۱۲۵۱ هجری خورشیدی در تهران متولد شد. چون پدرش به موسیقی علاقه داشت غلامحسین را به مدرسه موسیقی دارالفنون سپرد و وی به فراگرفتن خط موسیقی و نواختن شیپور و طبل کوچک مشغول شد . غلامحسین به دربار شاهی رفت و آمد داشت و ساز نوازندگان را می‌شنید . سپس پیش آقا حسینقلی به تکمیل فن خود پرداخت و بعد از سالها تمرین در نواختن تار و بویژه سه‌تار مهارت یافت و بهترین شاگرد استاد خود شد . با ظهور جنبش مشروطه در نخستین کنسرتهایی که در انجمن اخوت تشکیل شد وی سمت ریاست و رهبری ارکستر را داشت . درویش خان نوعی آهنگ ضربی به نام پیش درآمد ساخت که تا سالها بعد از او رواج بسیار داشت . سعدی حسنی در کتاب تاریخ موسیقی درباره پیدایش موسیقی نوین ایران می‌نویسد: " نخستین تحول واقعی موسیقی را غلامحسین درویش(۱۲۵۱ - ۱۳۰۵ هجری شمسی) آغاز کرد " درویش در نواختن تار مهارت فراوان داشت . تا آن زمان تار دارای پنج سیم (دو سیم سفید، دوسیم زرد، و یک سیم بم) بود و درویش از روی سه‌تار به فکر افتاد سیم دیگری به تار بیفزاید و از آن هنگام تار دارای شش سیم شد. درویش در زمان تحصیل در مدرسه موزیک نظام که تحت نظر لومر اداره می‌شد متوجه یکنواخت بودن موسیقی ایرانی شد . برای همین آواز را که تا آن زمان بدون ضرب و طولانی بود ، خلاصه کرد و به صورت ضربی در آورد و علاوه بر " درآمد " که پیش از آواز نواخته می‌شد قطعه ضربی دیگری به نام " پیش درآمد " به آن افزود . در این زمان خودرو به تازگی وارد ایران شده بود . درشکه این استاد کم‌نظیر موسیقی ایران در شب چهارشنبه ، دوم آذرماه ۱۳۰۵ هجری خورشیدی ، هنگامی که از منزل یکی از دوستان به خانه می‌رفت با خودروی فورد تصادف کرد و بر اثر ضربه‌ای که بر سرش وارد شد ، پس از پنج روز بستری در بیمارستان نظمیه که بهترین بیمارستان آن زمان بود ، جان به جان آفرین تسلیم کرد . از این رو ، درویش‌خان را نخستین قربانی سانحه رانندگی در ایران می‌دانند . او در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد و امروز مزارش مانند دیگر بزرگان موسیقی ایران محل حضور هنرمندان و هنرجویان موسیقی است .

نوشته شده در تاريخ شنبه هفدهم آبان 1393 توسط سعید مستفیضی |

  

به گزارش خبرنگار ایرنا، غلامرضا کویتی پور با حضور در برنامه زنده گلخانه که از شبکه سوم سیما پخش شد افزود: ما برای دل مردم می خوانیم و آرزوی قلبی ما، شادی آنان است. وی درباره آثار اخیر خود و استفاده از ابزار موزیکال در مدیحه سرایی یادآور شد: چیزهایی که ما خواندیم ربطی به عزا ندارد بلکه یک کار اجتماعی و یک اثر حماسی است.این مداح پیشکسوت با اشاره به آلبوم جدید خود که به زودی روانه بازار می شود از برگزاری نخستین کنسرت موسیقیایی خود خبر داد. کویتی در این باره توضیح داد: کنسرت نوای عاشقی 13 و 14 آذر در برج میلاد برگزار می شود. وی با تقدیر از کسانی که مجوز برگزاری کنسرت وی را در برج میلاد صادر کردند از اجرای این کنسرت با همکاری ارکستر سمفونیک صدا و سیما خبر داد. این مداح پیشکسوت تاکید کرد: اگر نفسی ماند مردم با حضور در این کنسرت، این صدای عاشقی را بشنوند. وی همچنین تاکید کرد که به امور تجاری نمی پردازد. کویتی پور در ادامه نوحه یاران چه غریبانه را در استودیوی گلخانه در برنامه زنده اجرا کرد. وی در پایان گفت: ان شاء الله در عمل به یاد شهدا باشیم چراکه تا ابد مدیون شهدا هستیم. برنامه گلخانه شامگاه جمعه از شبکه سوم سیما پخش شد و غلامرضا کویتی پور میهمان این برنامه بود.کویتی پور تاکنون آلبوم های غریبانه و غریبانه۲ و خاموش را به بازار ارائه کرده است.

نوشته شده در تاريخ شنبه دهم آبان 1393 توسط سعید مستفیضی |

     

مراسم سنتي معروف به "چكچكو" همه ساله بعد از ظهر عاشورا در ميدان مركزي شهر استهبان و با حضور انبوه مردم برگزار مي شود . در اين آيين ، تعداد زيادي از مردان عزادار دو تكه چوب به قطر حدود ده  و طول هفت سانتيمتر را در دو دست گرفته و با حركاتي موزون و بصورت حلقه اي بزرگ دور ميدان را منظم و قدم به قدم با ريتم نوحه ، مي چرخند و دو تكه چوب را به وزن نوحه به هم مي كوبند . به اعتقاد مردم ، صداي چك چك چوبها ، تداعي كننده صداي سم اسبهاي دشمنان امام حسين است كه پس از شهادت او شهدا را پايمال كردند . در واقع حزن انگيز ترين بخش اين مراسم ، ملودي و مايه اوازي و كلام نوحه اي است كه توسط بزرگان و كهنه كارها اجرا مي شود . دستگاه همايون و ريتم شش هشت و شعر ي كه توصيف اين واقعه بزرگ تاريخي را در بر دارد آنجا كه ميگويد : آه اي ياران از دل زينب / داد و فرياد از مشكل زينب / مي روم بينم در كجا زينب / شِكوِه از شمر بي حيا دارد / مي روم بينم در كجا كلثوم/ از غم اكبر ناله ها دارد/ مي روم ببينم در كجا قاسم / عيش دامادي .... و همينطور اين نوحه خوانده مي شود و با همخواني و جواب مردم در يك ترجيع بند همراه ميگردد . بعد از اين مراسم ، نوعي خاص از سينه زني شروع مي شود كه " سينه دوري " ناميده مي شود . اين هم بصورت چرخش دايره اي در ميدان و با عوض كردن پاها و قفل كردن دست چپ در كمر نفر قبل اجرا مي شود . نوحه هاي اين نوع سينه زني در مايه دشتي و چهارگاه است . نكته جالب توجه اينكه جوانترها مجاز به خواندن نوحه در اين دو مراسم نيستند و شايد راز حزن انگيز بودن نوحه ها ، همين اجرا توسط كهنه كارها و قديمي تر ها باشد . البته نكته هاي جالب وگفتني زياد است اما من فقط خواستم بُعد موسيقايي آنرا بيان كنم . لطافت كلام ، محتوا و تلفيق شعر و مايه ي اجرايي و حتي نحوه اجراي پيرمردان ، فكر كردم شايد جالب باشد در اين مجال اندك بياورم . استهبان در شرق استان فارس و در فاصله ۱۷۰ كيلومتري شيراز واقع شده است .            سعيد مستفيضي  

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم مهر 1393 توسط سعید مستفیضی |

      1010544_738312702848179_868219217_n

آقای عبدالحمید اشراق در یک برنامه ای به بررسی زندگی و کارهای احمد عبادی، نوازنده سه تار می پردازد و به نقل از آقای خالقی خانواده عبادی را فامیل هنر نامیده اند. پدر مرحوم عبادی میرزا عبدالله ، بنیانگذار موسیقی ماست . روی کتابچه های آموزش نوت که در هنرستان های موسیقی داده می شود نوشته شده متد میرزا عبدالله . میرزا عبدالله خودش سواد نوت نداشت ولی افرادی رفتند پهلوی او و حدود ۱۰ دوازده سال نشستند پهلوی او و تمام دستگاه های موسیقی ایرانی را به صورت نوت درآوردند . احمد عبادی پهلوی پدرش درس نگرفت، پهلوی خواهرش که مادر مهندس هوشنگ سیحون بود درس گرفت. ابتکار قشنگی که کرد، سیمهای سه تار را از صفحه سه تار یک کمی بالاتر آورد . خرک روی کاسه سه تار را بالاتر آورد . آقای اشراق در باره داستان مکالمه ساز احمد عبادی با مرغ حق می گوید : تابستان بوده و ایشان با دوستانشان می روند در باغی بنشینند و صفایی کنند . زیر یک درخت نشسته بودند و چون همیشه سه تار همراه استاد عبادی بوده شروع می کند به سه تار زدن، می بیند که یک مرغی می آید روی شاخه درخت می نشیند و موقعی که او ساز می زند، مرغ مرتب می آید جلوتر و می خواند. خوشبختانه دستگاه ضبط صوت هم داشتند. اشاره می کند ، بدون اینکه کسی بفهمد، که دستگاه را روشن کنید .  او مرتباً می زند و با ضربه هایی که روی سیم ها و روی نوت های موسیقی می زند ، مرغ حق جواب می دهد . مرتباً صدایش می آید جلوتر. پرنده را جذب می کند ، بنابراین پرنده ، عشقی را به ارتعاش صدای موسیقی حس می کند. مرتباً از آن شاخه به این شاخه می آید و این صدا را در ضبط صوت حس می کنید .  شما هر سازی را که می شنوید ، محتویات آن ، شخصی که می زند، ویژگی فردی آن فرد را ، برای شما مشخص می کند . موقعی که مجد می زند، سازش غوغا می کند . موقعی که عبادی سه تار می زند ، انسان می فهمد که این سه تار سه تار عبادی است . این یک خصوصیت فردی است . ایشان آمد در پاریس . ۱۹۷۹ بود . با حسین ملک، که سنتور می زد. یک کنسرت بین المللی بود اینجا . سالن پر ، جمعیت زیاد . ایشان پشت پرده و رویش نمی شود بیاید سه تار بزند . به حسین ملک می گوید که من با این سه تار کوچولو در مقابل این جمعیت چه کار کنم ؟ آبرویم می رود . حسین می گوید نه بیا ساز بزن . می آید روی سن ، می زند. مردم بلند می شوند دست می زنند. می ریزند روی سن که امضا از او بگیرند و خودش باور نمی کند . یک حکایت دیگر بگویم که این مطلب را می رساند . یک روز رفتم پهلوی آقای مرتضی نی داود ایشان کلیمی بود. خیلی معتقد به دیانت خود. برای من حکایتی تعریف کرد که برای شما می گویم. می گفت : روز شنبه بود هیچکس منزل نبود .  در زدند ، رفتم در را باز کردم دیدم دو مرد گردن کلفت به زور آمدند تو . من می ترسیدم. با این اعتقاد مذهبی که داشتم. یک مشت فحش به من دادند و به من گفتند برو مزقونت را بیار . رفتم تار را آوردم. دیدم دوتا  کارد بزر گ روی میز گذاشته شده . آمدم جلو می لرزیدم. گفتم چه کارم دارید؟ داشتم روی مضراب ها می زدم که انگشتم رفت روی دستگاه دشتی . شما بهتر می دانید که دستگاه دشتی یک دستگاه غم است . استاد نی داود می گفت من حدود بیست دقیقه نمی دانستم چه می زنم . بعد یکی از اینها کارد را برداشت، عمودی زد روی میز چوبی، دو سه میلی متر رفت توی میز و فحش داد به آن شخصی که گفته بود: برو انگشت سبابه مرتضی نی داود را برای من بیار... اینها هنرمندان بزرگ ایران هستند  که با همین خشک سیم و خشک چوب کاری کردند که جاوید شدند ...  روحشان شاد و یادشان همواره گرامی باد ...

نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهاردهم مهر 1393 توسط سعید مستفیضی |
communications-علوم ارتباطات  communications-علوم ارتباطات

  امروزه امكانات فراواني براي ارتباط گروه هاي صنوف مختلف مردم با يكديگر فراهم شده است . يكي از اين امكانات  " واتساپ " است كه در كنار ابعاد مضر و تخريبي آن ، مي توان بعنوان يك ابزار موثر فرهنگي در زمينه هاي هنري ، بسيار بهره برد و استفاده نمود . چرا اين را مطرح ميكنم ؟ چون بدبختانه بسياري از  مردم ما ، معمولا به هر دليل بدنبال تفريح بيهوده و پوچ گذراني و بيهوده گفتن اند . و اين بي هدفي و بيهودگي باعث شده شبكه هاي اجتماعي آنطور كه بايد به نفع ما معرفي نشوند و گاهي ابزار بي بند و باري تلقي شوند . به لطف خدا و متكي به اين باور و اعتقاد كه هنر فاخر زمينه رشد مباني اخلاقي جامعه را فراهم مي سازد ، ما توانسته ايم  با استفاده ي صحيح از  " واتساپ"   گروهي از هنرمندان عرصه موسيقي سنتي از سراسر ايران را گرد هم جمع  كنيم و برنامه هايي را بطور مجازي دور هم اجرا نماييم . ما گروهي داريم  تحت عنوان  " گروه مولانا "  متشكل از نوازندگان ، خوانندگان ، شعراي موسيقيدان و برخي هنرجويان صاحب انديشه و ذوق و استعداد ، كه بيان گروه را پذيرفته اند و در چارچوب مقررات داخلي گروه ، فعاليت مي كنند . از برنامه هاي اين گروه  "شب اجرا" است كه هنرمندان در قالب برنامه اي مدون به اجراي ساز مي پردازند و ديگران مي شنوند . برنامه ديگر گروه ، "شب گفتگو " است كه هر هفته در اين شب ، موضوعي مطرح و اعضاء در مورد آن به بحث و تبادل نظر مي پردازند ودر نهايت جمع بندي موضوع . از ديگر برنامه هاي گروه ، "شب موسيقي شعر" است كه به شناخت موسيقي شعر و اوزان عروضي اختصاص دارد . در اين برنامه هنرمندان با مباحث شعر آشنا ميشوند و بر وزن مورد نظر نوازندگي ميكنند . من درخواست ميكنم از هنرمنداني كه به واتساپ متصل اند و موسيقي رديف دستگاهي را حرفه اي دنبال ميكنند به جمع هنرمندان با فرهنگ " گروه مولانا " بپيوندند تا در كنار يكديگر هم تشويق كنيم هم تشويق شويم . بنده از طريق ايميل و يا نظرات خصوصي در خدمتم  . سعيد مستفيضي

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 توسط سعید مستفیضی |
   http://ep30lon.persiangig.com/image/ep30lon/Meshkatian.jpg

چهار سال از درگذشت زنده یاد استاد پرویز مشکاتیان گذشت

بیداد رفت لاله در خاک خفته را  /  یارب خزان چه بود بهار شکفته را

ای کاش ناله های چو من بلبلی حزین / بیدار کردی ان گل در خاک خفته را

جز در صفای اشک دلم وا نمی شود / باران به دامن است هوای گرفته را

نوشته شده در تاريخ شنبه پانزدهم شهریور 1393 توسط سعید مستفیضی |

   

استاد شهرام ناظري را همه مي شناسيم . خيلي عزيز است . ممكنه دوست داشته باشيم از دغدغه هايش و برنامه هاي گذشته او و يا كارهاي آينده شان و آلبومهايي كه بناست منتشر بشود اطلاعاتي داشته باشيم . با هم پاي صحبت هاي اين هنرمند عزيز مي نشينيم : برنامه ها و کنسرت هایی که طی یک سال گذشته برگزار کرده ام همگی جنبه خیریه داشته و دلیل اصلی این مطلب هم به خاطر اتفاقی بود که برای دانش آموزان مدرسه شین آباد افتاد. البته برنامه های دیگری را نیز در ادامه همین هدف برای بیماران جزامی، بیماران سرطانی کردستان، بیماران کلیوی و بسیاری افراد دیگر برگزار کرده ام . این کارهای من بیشتر مناطق کردنشین را تحت پوشش گرفته که دلایل خاص خودش را دارد. اول اینکه من خودم کرد هستم؛ دوم اینکه حادثه مدرسه شین آباد در کردستان اتفاق افتاد و سوم اینکه همانطور که می دانید مناطق کردنشین با فقر و کمبودهای بیشتر مواجه هستند و به کمک بیشتری نیز نیاز دارند. هنرمندان می بایست علاوه بر کارهای هنری اش عملکرد انسانی و تفکر انسانی را نیز مدنظر داشته باشند و در زمینه های انسان دوستانه فعالیت کنند. البته من کار بسیار مهمی انجام نداده ام و معتقدم همه هنرمندان می بایست در چنین مسیر گام بردارند. ما قرار بود در این مقطع زمانی آثار حافظ ناظری را به روی صحنه ببریم که برای این مسئله نیز از 6 ماه قبل هماهنگی های لازم را آغاز کردیم و نوازندگان خارجی این پروژه برای اجرای شهریور ماه زمانشان را هماهنگ کردند. این کنسرت قرار بود با عنوان صلح ایران به روی صحنه برود منتهی بنا به دلایلی مجوز و ویزای نوازندگان خارجی به موقع صادر نشد. تمام زحمات 6 ماهه ما برای این برنامه متاسفانه به هدر رفت و دچار خسارات مادی و معنوی بسیاری شدیم. از آنجا که زمان برگزاری کنسرت در تالار وزارت کشور را همچنان در اختیار داشتیم ترجیح دادیم برنامه ای را با گروه مولوی جایگزین کنیم و کنسرتی متشکل از قطعات خاطره انگیز قدیمی خود بنده و برخی آثار جدیدم را در این اجرا به روی صحنه ببریم. البته ما قصد داریم قطعه «دوباره می سازمت وطن» را که برای اولین بار در مراسم تشییع جنازه زنده یاد سیمین بهبهانی به طور بداهه اجرا کردم را نیز اجرا کنیم. این قطعه را به پیشنهاد دوستان قرار شده به یاد سیمین بهبهانی و محمدرضا لطفی اجرا کنیم. مهمترین نکته در برگزاری یک کنسرت قطعا مسئله صدا است و ما برای اینکه صدای مطلوبی را به مخاطبان ارائه کنیم از چند گروه مختلف دعوت کرده ایم تا در این زمینه ما را یاری کنند. حافظ ناظری اثری را منتشر کرد که هوشنگ کامکار نیز انتقادهایی نسبت به آن داشت و حافظ ناظری نیز واکنشی نسبت به نقدهای هوشنگ کامکار نشان داد؛ این مسئله به من مربوط نمی شود و حافظ ناظری شخصیت مستقلی دارد و نظرات خودش را دارد و خود او نیز پاسخگو است؛ هوشنگ کامکار نیز فرد مستقلی است و آنچه بین آنها است به من مربوط نمی شود و در مورد آن اظهار نظر نمی کنم. من سال ها است که در موسیقی شاهد اجحاف های فراوانی نسبت به خود بوده ام و ضربه های بسیاری را تحمل کرده ام؛ در طول این سال ها نسبت به مسائلی که از سوی خود اهالی موسیقی اتفاق افتاده سعی کرده ام سکوت کنم و همین رویکرد را نیز ادامه خواهم داد. در واقع همواره ترجیح داده ام هرگز آب را گل آلودتر نکنم. وگرنه اگر بخواهم سخن بگویم به قول شاعر یک سینه سخن دارم کی شرح دهم یا نه . من در حال حاضر مشغول کار بر روی پروژه ای موسیقیایی بر روی اشعار نیما یوشیج هستم که اتفاقا بخشی از آهنگسازی این اثر را نیز خودم بر عهده داشته ام و بخش دیگری از کار به همراه تنظیم قطعات با همکاری ارشک رفیعی انجام شده است. کار دیگری نیز با همکاری استاد خضری دوتار نواز برجسته خراسانی انجام داده ام که منتشر خواهد شد. همچنین پروژه دیگری نیز با ساز تنبور اجرا کرده ام که با همکاری فرید الهامی منتشر خواهد شد. پروژه ای نیز با عنوان «کورش کبیر» قصد دارم اجرا کنم که امیدوارم همکاری های لازم از سوی دوستان صورت گیرد. من قصد داشتم کلاس های بزرگی را در زمینه آواز ایرانی برگزار کنم و همانطور که خبر دارید مقدماتش را نیز انجام دادم. اما متاسفانه همچنان با مشکل تهیه جا برای برگزاری این کلاس ها روبرو هستم. مذاکراتی با فرهنگسرای نیاوران و بعدها با موزه موسیقی انجام دادم منتهی هماهنگی های لازم انجام نشد. در هر صورت هر زمان مشکل تهیه مکان رفع شود این کلاس ها را برگزار خواهیم کرد. حتی اگر این مکان مورد نظر نیز هماهنگ نشود من با هزینه شخصی اگر بتوانم، جایی را به این مسئله اختصاص خواهم داد تا به قول خودم عمل کرده باشم.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 توسط سعید مستفیضی |

يكشنبه شب كنسرت "چرا رفتي " در تهران برگزار شد . در اين کنسرت همایون شجریان پس از اجرای چند قطعه موسیقی گفت : سالهای سال هنرمندان زیادی برای معرفی هنر و فرهنگ این مرز و بوم به دوست داران هنر ایرانی در خارج از کشور زحمت های بسیاری کشیدند . هنرمندان تلاش کردند که سفیرهای خوبی برای معرفی ایران باشند و فرهنگ را به گونه ای معرفی کنند که باعث سربلندی کشورمان باشد و چهره واقعی فرهنگ ایرانی را به جهانیان نشان بدهند . امشب میزبان دکتر جواد ظریف در این کنسرت هستیم و برای ایشان آرزو می کنیم آنطور که به نفع ایران و باعث سربلندی مردم ایران است، موفق شوند . کنسرت چرا رفتی در شب های گذشته میزبان چهره های مختلفی از مدیران و مسولان کشور بودند . طی شب های گذشته علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، علی مراد خانی، معاون هنری وزارت فرهنگ و ار شاد اسلامی ومدیران کل فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان ها از این کنسرت دیدن کردند.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 توسط سعید مستفیضی |
 sh.nazeri 22 300x199 sh.nazeri   22  

کنسرت استاد شهرام ناظری 20 و 21 مرداد 1393 ساعت 21 در باغ عفیف آباد شیراز برگزار می گردد. گروه موسیقی مولوی با حضور صابر نظرگاهی (تار)، شهرام محمدی (سه تار)، بابک غسالی (عود)، سینا اعلم و یونس پاک نژاد (کمانچه)، فرهاد صفری (تنبک-زَروان) و شهریار نظری (دف) به همراهی استاد ناظری می پردازند. فروش بلیت این کنسرت به صورت اینترنتی و از سایت www.irantic.com انجام می گیرد. لیست نمایندگان فروش بلیت در شيراز : موسسه فرهنگي هنري شهر آفتاب (چهارراه ملاصدرا / ابتداي رحمت آباد / کوچه 26 (بن بست) / ساختمان سحر / طبقه يک): 6474238 - آموزشگاه موسيقي ماهور (ستارخان): 6280426 - آموزشگاه موسيقي - آبنوس (فلکه گاز به سمت چهارراه باغتخت): 2272347 - آموزشگاه موسيقي سارنگ (فرهنگ شهر / ايستگاه 13): 6303921 - آموزشگاه موسيقي باريتون (بلوار چمران / نبش ابيوردي 3): 6289014 - آموزشگاه موسيقي ایران (معالي آباد نبش کوچه5): 6364944 - براي دريافت اطلاعات بيشتر مي توانيد با شماره روابط عمومي شهر آفتاب 6474238 تماس بگيريد.

نوشته شده در تاريخ شنبه چهارم مرداد 1393 توسط سعید مستفیضی |

به گزارش ایلنا؛ در این شماره آمده است: صدای آشنا/ گفت و گوی کوتاه با امیراشرف آریان پور، ارفع اطرایی، سیمون آیوازیان به مناسبت زادروزشان . پیوند با موسیقی/ گفت و گویی کوتاه با حسین علیشاپور
آسیب شناسی/ فشار بر گرده ی موسیقی؛ سلسله مباحث آسیب شناسی طی گفت وگو با فعالان موسیقی
تحلیل/ اوضاع اجتماعی و تاثیر آن بر موسیقی با تاکید بر دهه ی اول انقلاب اسلامی
یادمان/ آن مرد رفت؛ یادی از عباس کمندی . پرونده/ تنبور و آهنگسازی؛ نگاهی به آثار کیخسرو پورناظری
گفت و گو/ ما توانستیم تنبور را از انزوا در آوریم؛ گفت وگوی اختصاصی گزارش موسیقی با کیخسرو پورناظری
دیدگاه/ عاشقانه های برای تنبور، گفت وگو با علی اکبر مرادی پیرامون سبک آهنگسازی و نوازندگی کیخسرو پورناظری . معرفی تازه های موسیقی/ گفت و گو با عوامل سازنده و گفت و گو با نادر مشایخی درباره آلبوم فیه مافیه 2  . نقد آلبوم/ بلک فیلد ایرانی؛ نگاهی به آلبوم "رفته از دست" کاری از گروه کامنت
رپرتاژ / متُد آموزشی، طلای کمیاب امروز؛ گفت و گو با امین الله حسینی
رپرتاژ/ گفت وگو با فرهنگ حکیمی نژاد پیرامون اجرای رسیتال پیانو تابلوهای نمایشگاه
موسیقی نواحی ایران/ موسیقی کردستان به قدمت چندهزار ساله؛ گفت و گو با پیمان سلیم فرد، نوازنده و آهنگساز . عاشیقلار؛ خنیاگرانی دیرپای
یاد و خاطره/ از ماه و گل زیباتری، آری؛ یادی از جمشید شیبانی
مشاوره/ نوشتن درباره یک اجرای موسیقی/ چگونه برای استودیوی ضبط تان کامپیوتر انتخاب کنید/ نیروی شفابخش موسیقی . یادداشت شما/ تلنگری جدی برای موسیقی ایران / سعيد مستفيضي.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم مرداد 1393 توسط سعید مستفیضی |
    

مشتاق علیشاه که نام اصلی اش میرزا محمد تربتی است، جوانی خوش سیما و برازنده و از مریدان  شاه نعمت الله ولی بود که از اصفهان به کرمان کوچ کرد و در این شهر ساکن شد. او هنرمندی شوریده بود که هم شعر می سرود و هم سه تار را به مهارت می نواخت، و اصلا ً نام او با نام سه تار عجین است چرا که وی یک سیم به سیم های سه تار افزوده که به نام وی، «سیم مشتاق» نامیده می شود. می گویند این درویش هنرمند، روزها روی پله های مسجد جامع کرمان می نشست و آیات قرآن را به همراه صوت مؤثر سه تار، از بُن جان، تلاوت می کرد. از این رو پس از مدتی مریدانی بسیار یافت که پر آوازه ترین آنها همان ملا محمد تقی کرمانی، معروف به « مظفر علیشاه» بود.اما هر چند که پیروان مشتاق رو به افزونی می گذاشتند، بر تعداد دشمنان او هم که در صدد قتلش بودند، اضافه می گردید که در صدر آنان ملا عبدالله نامی بود که مجتهد شهر بود و از همه گردنکش تر و خونی تر می نمود و هر دم در پی بهانه می گشت تا اینکه روز بیست و هفتم ماه رمضان 1206شمسی، هنگامی که بر منبر بود، مشتاق علیشاه وارد شد و در گوشه ای به عبادت مشغول گشت. ملا عبدالله چون شنیده بود که وی قرآن را با نوای سه تار تلاوت می کند، از  همان بالای منبر حکم به سنگسار کردن و قتل مشتاق علیشاه داد و خود پیش افتاد. درویش را گرفتند و در مکانی که امروز شبستان مسجد جامع است، و در آن روز تلی بود به نام " تل خر فروشان " در گودال افکندند و به سنگ زدن پرداختند. یکی از مریدان مشتاق به نام جعفر خود را به روی او انداخت تا در امانش بدارد، اما به او نیز رحم نکردند و او هم کشته شد و ملا محمد تقی (مظفر علیشاه) زمانی رسید که کار از کار گذشته بود...، پس هنگامی که آن صحنه ناگوار را دید گفت: شهری خون بهای مشتاق است . بعد از مرگ مشتاق، ملا عبدالله که بانی مرگ او بود به " ملا عبدالله سگو " معروف شد، چون هنگام مرگ زمانی که دید لب های مشتاق علیشاه هنوز تکان می خورد و " یاهو " می گوید ، به او نزدیک شد و  با لهجه کرمانی گفت :  سگو هنوز هم یا هو می گویی؟  و عجیب اینکه این لقب آز آن به بعد روی او و اقوامش ماند . مدفن مشتاق علیشاه که از خلوص و صفای خاصی بهره دارد، در کرمان به مشتاقیه معروف است . به گفته دکتر باستانی پاریزی بعد از سال ها ، مرحوم عباسعلی کیوان قزوینی که از نفوذ کلام و تأثیر نفس بهره بسیار داشت ، در همان مسجد جامع کرمان که چندین هزار جمعیت کرمانی در آنجا جمع بودند ، واقعه قتل مشتاق علیشاه و سنگسار کردن او را توسط مردم کرمان، نقل می کرد و چنان مؤثر نقل می کرد که مثل واقعه عاشورا همه مردم به گریه افتادند . پس در آخر منبر گفت :  مردم این بود واقعه قتل مشتاق توسط اجداد بزرگوار شما حالا گمان می کنم وقت آن رسیده باشد که وجوبا ً همه شما یک لعنتی به روح پدران خود نثار کنید . و عجیب اینکه مردم تحت تأثیر کلام او ، در جواب " بیش باد " را بلند و همگانی گفتند .  در سه تار شما چهار تا سيم مي بينيد . سيم سوم كه از جنس سيم اول است منسوب به مشتاق عليشاه مي باشد و قابليت اجراي ساز را بسيار بالا برده است . بطوريكه كوكهاي مختلف ، با واخوان همين سيم انجام مي شود . پس سه تار تا پيش از ابداع مشتاق عليشاه واقعا سه تار بوده و بعد از تغييرات ، چهار تار شده و جالب اينكه همان نام سه تار روي ساز مانده است و حتي خود مشتاق هم اصراري بر تغيير نام آن نداشته است چون با توجه به محبوبيتي كه بين هنرمندان و مردم روزگارش داشته ، نام چهار تار را به راحتي مي توانسته جايگزين سه تار كند ولي نكرده و اين به عقيده من خيلي جالب است . به هر حال تاريخ هم تلخ است ، هم شيرين و اين تلخي گاهي اون چيزي است كه دوست نداري بنويسي ولي مجبوري بنويسي . من آن دوراني كه سه تار را از استادم جناب داريوش برهاني در كرمان مي آموختم مشتاقيه رفته ام و به رغم اينكه علاقه اي به مباحث درويشي و صوفيگري نداشتم ولي آنجا را فضايي بسيار آرام ، ساكت ، خنك و بسيار مطبوع ديدم . طوري كه اراده اي براي خروج از آنجا در خود نمي ديدم ... روحش شاد .      سعيد مستفيضي