X
تبلیغات
موسیقی سنتی چرخ گردون ... تار : استاد بزرگ جلیل شهناز ، آواز : استاد اصغر شاهزیدی ، تنبک : استاد محمد اسماعیلی ، در مایه دشتی
موسیقی سنتی
خشک سیمی خشک چوبی خشک پوست ...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392 توسط سعید مستفیضی |

      

 به لطف خدا و همراهي عزيزانم آموزشگاه در مكان جديد يعني شيراز ، بلوار مدرس ، روبروي خيابان محراب افتتاح شد . تلاش كرديم محل اموزشگاه جايي باشد كه بچه هاي شهرستاني راحت تر بتوانند بيايند دور هم باشيم . بالا شهر البته مادي تر و اقتصادي تر است ولي اميدواريم با نگاه فرهنگي كه مجموعه دوستانم داريم انشااله فرصتي باشد براي نشر موسيقي خوب و تربيت صحيح هنرجوياني كه با عشق وارد دنياي هنر مي شوند . زمان افتتاح رسمي آموزشگاه و جشن آغاز كار هم با حضور اساتيد و دوستان هنرمندم اعلام خواهد شد . شما هم اطلاع رساني كنيد تا اطرافيان علاقمند در جريان باشند . ضمنا منتظر نظرات و پيشنهادات خوب شما هم هستيم . با سپاس ، سعيد مستفيضي 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 توسط سعید مستفیضی |
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392 توسط سعید مستفیضی |

اين پست بهانه اي شد تا وبلاگ " انگاس " را به دوستان معرفي كنم . دوست هنرمند و عكاسمان جناب كورش خجير لطف كردند در وبلاگشان يادي از وبلاگ موسيقي سنتي كردند . خوشحالي بنده بعد از تقديم اين تصوير بكر و زيبا و زنده كه از كارهاي خود آقاي خجير هست ، تاثير وبلاگمان روي مخاطبانمان است و اين جمله :  " بخاطر تلاش بي وقفه ايشان در زمينه موسيقي ايراني " ... حقيقتا انسان وقتي مي بيند كارش و فعاليتش كه همان اشاعه هنر موسيقي است  تاثير داشته و دارد ، خستگي از تنش بيرون مي رود . اين را در تدريس و اموزش هم ديده ام . در اجراهاي عمومي هم ديده ام . با همه ي مشكلاتي كه براي انسان درست مي كنند ، وقتي مي بيني جاري هستي ، و هستي ، احساس خوبي داري . اميدوارم باشيم ، و باشيم ، و باشيم ... صميمانه از جناب خجير تشكر مي كنم و از همه دوستان دعوت مي كنم به وبلاگ " انگاس " كه نام روستاي زيبايي در دل مازندران است سري بزنند و از آثار كورش عزيز لذت ببرند . ( روي آدرس زير كليك بفرماييد )

http://angas.photoblog.ir/

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 توسط سعید مستفیضی |

 

 شهرام ناظری در این کنسرت كه ۲۰ و ۲۱ همين ماه به همراه گروه فردوسی اجرا مي شود بخش عمده‌ای از قطعات را به مولوی خوانی و شاهنامه خوانی اختصاص خواهد داد. این کنسرت در مجتمع فرهنگی گردشگری سرزمین سبز صدرا (ابتدای ورودی شهر صدرا به سمت چپ، باغشهر گلبهار، خیابان فاخته ۲) و از ساعت ۲۰ آغاز خواهد شد. در این کنسرت قطعاتی چون قفل زندان (مولانا)، شیدا شدم (مولانا)، من چه دانم (مولانا)، راست بگو نهان مکن (مولانا) و بخش‌هایی از شاهنامه به اجرا در خواهد آمد. همچنین فرید الهامی (آهنگساز - تنبور)، فرنود الهامی (تنبور)، صابر نظرگاهی (تار)، سعید نایب محمدی (عود)، یونس پاکنژاد (کمانچه)، شهریار نظری (دف) و فرهاد صفری (تنبک)، شهرام ناظری را در این اجرا همراهی خواهند کرد.  علاقه‌مندان برای تهیه بلیت این کنسرت می‌توانند از طریق سایت ایران تیک اقدام کنند.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 توسط سعید مستفیضی |
 Fereidon Hafezi.jpgFereidon Hafezi.jpg

استاد فریدون حافظی نوازنده تار و سه‌تار و آهنگساز متولد 1305 در کرمانشاه است . او بعد از عزیمت به تهران برای آموزش موسیقی به هنرستان رفت هنرستان رفت و در آنجا موسی‌خان معروفی استاد بنام تار آن هنرستان از او امتحان بعمل آورد. چقدر جالب است این نکته : وقتی فریدون شروع به زدن تار كرد ، موسی معروفی از زدن او بسیار خوشش آمد و صورت او را بوسید و تار مخصوص خودش را به او ‌بخشید. استادحافظی هم اکنون این تار را که از بهترین تارهای ایران و از ساخته های یحیی خان، استاد و سازنده تار در ایران است نزد خود دارد و با آن می‌نوازد . به نقل از داريوش پيرنياكان استاد همچنان در سن 88 سالگي به خوبي ساز مي‌زند و شاگردان زيادي را نيز تعليم مي‌دهد كه اين نشانه علاقه و عشق او به موسيقي است .  برای استاد آرزوی سعادت و سلامت و بهروزی داریم . 

نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم فروردین 1392 توسط سعید مستفیضی |

    

استاد مجيد كياني در يادداشتي بمناسبت در گذشت استاد داريوش صفوت آورده است: خبر درگذشت دكتر داريوش صفوت همه ما اهالي موسيقي را داغدار كرد؛ از اين رو لازم مي دانم پيش از هر سخني اين واقعه تاسف بار را به خانواده محترم ايشان، شاگردان، دوستانش و اهالي موسيقي تسليت بگويم.دكتر صفوت با تاسيس«مركز حفظ و اشاعه موسيقي»تاثير مهمي در موسيقي ايراني گذاشت كه غير قابل انكار است؛ او با تاسيس اين مركز قصد «گذشته گرايي و سنت پرستي» نداشت؛ او مي خواست موسيقي زنده خودمان را بشناساند و مردم آن را بشنوند و اين موسيقي جايگاه خودش را پيدا كند. سابقه آشنايي من با دكتر داريوش صفوت به سال اول دانشگاه(سال 1345)باز مي گردد كه در آن زمان ايشان به عنوان دستيار استاد برومند در گروه موسيقي دانشگاه تهران مشغول به تدريس بودند. در واقع تدريس موسيقي ايراني را در سال هاي اول و دوم دانشگاه دكتر صفوت برعهده داشت و در سال هاي سوم و چهارم استاد برومند تدريس مي كردند. دكتر صفوت در فرانسه تحصيل كرده بود و در آنجا با كساني چون خانم نيلي كارون آشنا شده بود كه عاشق موسيقي ايراني بودند؛ از اين رو براي آشنايي بيشتر غربي ها با موسيقي ايراني، كتابي با عنوان«موسيقي ايراني»تاليف كرد. اين كتاب در شناخت موسيقي ايراني براي غربي ها بسيار كاربردي بود.پس از بازگشت ايشان به ايران گويا همين كتاب زمينه شكل گرفتن ايده تاسيس«مركز حفظ و اشاعه موسيقي» را در ذهن دكتر صفوت به وجود آورد و در نهايت اين مركز توسط ايشان بنيانگذاري شد. در 1349 و در زماني كه من در حال فارغ التحصيلي از دانشگاه موسيقي بودم «مركز حفظ و اشاعه موسيقي» آرام آرام در حال شكل گيري بود؛ من نيز طي نامه اي از دكتر صفوت درخواست كردم تا به عنوان كارمند در اين مركز كار كنم و ايشان نيز موافقت كردند. البته من در اين مركز كار و تحقيق بر روي صفحه هاي به جاي مانده از حبيب سماعي را نيز آغاز كردم و دكتر صفوت در همين راستا امكانات و شرايط را براي فعاليت بيشتر من فراهم كردند. دكتر صفوت براي جذب هنرجوياني كه بعدها به اين مركز آمدند بر روي موضوع اخلاق تاكيد بسياري داشت و اين تاكيد ايشان چه در زمان تدريس در دانشگاه و چه در زمان تدريس در«مركز حفظ و اشاعه موسيقي» همواره به صورت مشهودي نمايان بود.براي ما هنرجويان و دانشجويان موسيقي نيز اين نوع نگاه عارفانه و اخلاق مدارانه دكتر صفوت به موسيقي ايراني بسيار جذاب بود و تاثير مهمي در نگرش ما گذاشت. البته جدا از مسئله اخلاق، در زمينه تكنيكي نيز كساني كه جذب مركز شدند جزء با استعدادهاي دوران خود بودند. اين در حالي بود كه ساير اساتيد مركز حفظ و اشاعه موسيقي مانند هرمزي، فروتن، بهاري و دوامي نيز هم از نظر اخلاقي و هم به لحاظ تكنيكي به انديشه هاي دكتر صفوت نزديك بودند. ايشان مي خواست كه اصول اخلاقي را در كنار فرهنگ موسيقي ايراني به هنرجويان«مركز حفظ و اشاعه موسيقي» آموزش بدهد و در اين راه نيز موفق شد؛ كما اينكه تمام كساني كه زير نظر دكتر صفوت آموزش ديدند پس از خروج از اين مركز سعي كردند پايه اي را كه نزد اين اساتيد آموخته بودند تكامل ببخشند و تا به امروز نيز در همين مسير گام برداشته اند. يكبار ديگر تاكيد مي كنم دكتر داريوش صفوت با تاسيس«مركز حفظ و اشاعه موسيقي»قصد «گذشته گرايي» و «سنت پرستي» نداشت؛ او مي خواست موسيقي زنده خودمان را بشناساند و مردم آن را بشنوند و اين موسيقي جايگاه خودش را پيدا كند. خدايش بيامرزد.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 توسط سعید مستفیضی |

        زنده یاد استاد محمود محمودی خوانساری

محمودي خوانساري سال 1312 در خانواده اي مذهبي ديده به جهان گشود. پدرش حجه الاسلام سيد جمال الدين محمودي از روحانيون خوشنام و فروتن خوانسار بود و تسلّط نسبي شادروان محمودي خوانساري بر زبان عرب و تعليمات ديني را مي توان حاصل 13 سال زندگي در کنار پدر بزرگوارش دانست. وي پس از فوت پدر، يعني مقارن سال 1326 خوشيدي به تهران آمد و در دبيرستان اديب به ادامه تحصيل مشغول شد و در طول اين دوران يک لحظه از زمزمه کردن و آواز خواندن، آن هم به صورتي کاملآ خود جوش و فطري غافل نشد. از سال 1335 مي توان به عنوان سال تحوّل و دگرگوني در زندگي هنري محمودي خوانساري نام برد. زيرا در محفلي با شادروان ابوالحسن صبا آشنا گرديد و از پيشنهاد ايشان مبني بر فراگيري علمي رديف موسيقي ايران استقبال نمود و اين تمرين و ممارست تا پايان عمر استاد صبا ادامه يافت. سال 1338 به دعوت داوود پيرنيا، بنيانگذار برنامه گلهاي جاويدان، گلهاي رنگارنگ، يک شاخه گل، برگ سبز و گلهاي صحرايي، در استوديو گلها شروع به فعاليت نمود و رسمآ اولين کار هنري خود را در برنامه برگ سبز شماره 56 ضبظ نمود. از آن پس شادروان محمود خوانساري در کنار اساتيدي چون مرتضي خان محجوبي، احمد عبادي، حبيب الله بديعي، جواد معروفي، حسن کسائي، پرويز ياحقي، جليل شهناز، رضا ورزنده، منصور صارمي و فرهنگ شريف به خلق آثار ماندگار موسيقي اصيل ايراني همت گماشت. محمودی خوانساری بگفته حسين معيني کرمانشاهي هرگز در ازاي دستمزد ، ناله بي غمي سر نداد و در عين نيازمندي ، وارسته و بي نياز عمر خود را در گوشه انزوا سپري نمود و سر انجام روز چهارشنبه دوم ارديبهشت ماه 1366، ناگوار و ناباورانه از اين جهان فاني رفت  ... روحش شاد و یادش گرامی ... وبلاگي را ديدم كه آثاري از مرحوم خوانساري براي دانلود گذاشته بود . ادرس اين وبلاگ را در انتها ميگذارم دوستان استفاده كنند . اگر چه وبلاگ غير فعال است و بلحاظ قالب و نگارش چنگي به دل نمي زند .

 http://www.mahmoudi-khansari.blogfa.com/

نوشته شده در تاريخ شنبه هفدهم فروردین 1392 توسط سعید مستفیضی |
     

به نام دوست  . نگاهی گذرا به فضای موسیقی ایرانی در دهه های اخیر : از زمانیکه میرزا تقی خان امیرکبیر،آقا علی اکبر فراهانی ( پدر میرزا عبدالله ) را برای گسترش موسیقی اصیل و رهایی از انحصار دربار و خوانین ،به تهران فراخواند تا کنون گرایشهاوشعب گونه گونی از این  موسیقی  ظهور کرده و مدتی  پهنه ی سرزمین اهوراییمان را جولانگاه  خود  ساخته و بعد  جای خود را به گونه ای دیگر داده است . در این مقال مروری کوتاه به فضای حاکم بر موسیقی دهه ی بیست به بعد خواهیم انداخت . در شروع سلطنت پهلوی دوم عوامل عدیده ای باعث رونق هنرهای مختلف در ایران شد. فضای بازسیاسی  بعد از سقوط دیکتاتور،افول گرگ پیر استعمار و جایگزین شدن امپریالیسم نو ظهور ینگه دنیا  با  ژستهای دمکراتیک  را می توان از جمله این عوامل دانست .   بگذریم  ....        در پدرِ هنرها (موسیقی) شاید بتوان سه عامل را پررنگتر دید . تأسیس رادیو، برنامه  گلهای داود پیرنیا، و پدیده ای به نام صبا . رادیو متقاضی موسیقی بود و عرضه ی انواع موسیقی را


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم فروردین 1392 توسط سعید مستفیضی |
     http://vahidatashin1.persiangig.com/neveesa/pink-golomorgh.jpg   http://vahidatashin1.persiangig.com/neveesa/pink-golomorgh.jpg 

سیزدهم نوروز سالروز در گذشت استاد آواز " عباس کاظمی " است . استادي در مكتب اصفهان . استاد شرح حال خود را اینگونه نقل میکند : در سال ۱۳۱۴ وقتی پنج ساله بودم پدرم "صادق" فوت کرد. ما در دهکده ای به نام "کبوتر آباد" در " برآن " واقع در ۲۰ کیلومتری جنوب شرقی اصفهان سکونت داشتیم. از آنجا به اتفاق خانواده به اصفهان آمدیم و من به شغل نانوایی مشغول شدم. تحصیل را از بچه های توی کوچه، از بزرگتر ها و از هرکس که امکان داشت، یاد گرفتم و آموختم. در آن زمان استاد "بصیر" در همسایگی ما بود. خدمت ایشان علم بدیع ، عروض و قافیه را یاد گرفتم و به شعر و شاعری روی آوردم، مدارج تحصیلی را تا سطح فوق دیپلم ادبیات قدیم ادامه دادم و به محافل ادبی راه پیدا کردم و چون لحن خوشی داشتم به تشویق استاد "متین" استاد شعر و ادب به نزد استاد "حسین یاوری" استاد نی و آواز آن زمان و استاد "میرزا علی قاری" یکی از بهترین شاگردان " سید رحیم اصفهانی " اولین استاد مکتب آوازی اصفهان رفتم. تا اینکه بعد از گذراندن رنج ها و سختی های زیاد ، سال ۱۳۴۱ در شعر و موسیقی به توانایی رسیدم. در این سال به خراسان سفر کردم و به محفل استاد "فرخ" راه یافتم و با شعرای نامی مشهد از جمله آقایان قدسی ، کمال ، قهرمان ، صحیح ، دکتر یوسفی ،بینش و دکتر رجا آشنا شدم. و در تهران نیز با " رهی معیری " و " امیری فیروزکوهی " و ذکایی بیضایی آشنا و دوست شدم . از سال ۶۲ به بعد ، در اثر سکته قلبی توان جسمی خود را تقریبا از دست دادم سپس به توصیه مرحوم استاد متین کلاس خصوصی در منزل تشکیل دادم و شاگردان خوبی تربیت کردم که از جمله در رشته آواز آقایان : ۱- هاشمی ۲-حسین سرکوب ۳- رسائیان  و ... و در رشته نی : ۱- آقای نعمت اللهی ۲- سرهنگ فراهانی و ۳- پسرم محمد صادق کاظمی که از سرآمدان رشته خود هستند. هدف از تدریس ، تنها حفظ و بقای مکتب اصفهان بوده تا از این میراث فرهنگی حراست شود. با تلاش و با طی کردن مراتبی ، سعی کردم مکتب سید رحیم اصفهانی را که همان مکتب آوازی اصفهان است بیاموزم. اکنون مجموعه ای به تعداد ۴۱۲  ( چهارصد و دوازده ) گوشه و نغمه همراه با شعر مخصوص آنها جمع آوری کرده ام. کتابی از اشعار من در دست چاپ است که از سوز درون من و اجتماع من است. نوارهای ردیف من ۱۹ نوار شده که ۱ نوار شامل نغمه ها ، ۶ نوار مرکب خوانی ، ۱۲ نوار هم مقام است. ( ظاهرا  نوار های اشاره شده قبل از فوت استاد نزد شخصی به نام آقای قاسمی که دوست استاد کاظمی بودند ، به امانت سپرده شده است تا منتشر شود و در اختیار علاقمندان قرار گیرد ولی متاسفانه آقای قاسمی قبل از استاد فوت کردند و نوارها و جای آنها مشخص نیست . منبع : وبلاگ حزین

نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهارم فروردین 1392 توسط سعید مستفیضی |

            

             

با آغاز سال جدید از هنرمندانی یاد کنیم که در سالي كه گذشت از این جهان فاني رخت بر بستند اما آثارشان و ياد و نامشان همچنان در فرهنگ و هنر ایران ماندگار است. استادان جلال ذوالفنون ، فريدون پور رضا ، حسين سمندري ، محمدرضا روحبخش ، همايون خرم ، استاد حسن كسايي ،‌ عبداله سرور احمدي ، بهرام سارنگ ، محمد بيگلري پور ، قاسم جبلي و ديگر هنرمندان عرصه موسيقي ... يادشان گرامي باد . 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم فروردین 1392 توسط سعید مستفیضی |

سال نود و یک در حالی گذشت که اساتید بزرگواری را از دست دادیم . با یاد انها سال نو را آغاز میکنیم و برای اساتید عزیزی که سایه مبارکشان بر سر این هنر و هنرمندان است آرزوی سلامتی و طول عمر داریم . آغاز سال هزار و سیصد و نود دو را به شما مخاطبان خوب و صمیمی وبلاگ موسیقی سنتی تبریک می گویم و برایتان آرزوی سالی سرشار از خوبی و مهربانی و نغمات شاد بهاری دارم .   سعید مستفیضی 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم فروردین 1392 توسط سعید مستفیضی |

براي شنيدن آثار ، از مرورگر اكسپلورر استفاده بفرماييد 

يكي از اهدافم امكان پخش آثار دوستان هنرمندي است كه با سخاوت فايل هايي را هديه كرده اند تا ديگر دوستان علاقمند هم بتوانند بشنوند . از همه سپاسگزارم . لطفا موسيقي زمينه را در انتهاي صفحه قطع بفرماييد .  

۱- قطعه آفاق رضا صلاحی                                        ۲- آواز غفور محمد زاده

۳- دوتار نوازی غفور محمدزاده                                    ۴- سه تار نوازی ابوسعید مرضایی

۵- آواز امیر اثنی عشری                                           ۶- آواز حبیب الماسیان

۷- کرنا نوازی اسفندیار چنگی - موسیقی فارس           ۸- آوازی دیگر از امیر اثنی عشری

۹- سه تار نوازی سعید مستفیضی                           ۱۰- تصنیفی دیگر با صدای حبیب الماسیان

۱۱- سرنا نوازی استاد نی نواز

نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم اسفند 1391 توسط سعید مستفیضی |

   

علیرضا افتخاری در مصاحبه با خبرنگار واحد مرکزی خبر، با اشاره به بی توجهی وزارت ارشاد به بخشی از جامعه موسیقی کشور گفت : سه چهار سال است آن نظری که باید به موسیقی و هنر بشود، نشده است . ندانستن و نشناختن ، دو برگ خود گم کردگی مسئولان بخش موسیقی است . آن کسی که می خواهد در باره افتخاری اظهار نظر کند باید خودش هنرمند باشد نه اینکه دکتر و مهندس در رشته ای دیگر در باره امثال افتخاری صحبت کند! این خواننده اصفهانی با اشاره به غیر متخصص بودن مسئولان موسیقی گفت : مهندس مکانیک را گذاشته اند مسئول موسیقی و یا شخصی در حوزه ای دیگردرس خوانده درباره هنر من اظهار نظر می کند ؛ این گونه امور موجب ناهماهنگی و جلوگیری از پیشرفت موسیقی می شود . افتخاری افزود : نباید به دلیل اینکه برخی می گویند کهنه و دل آزار شده ام سه سال در خانه بنشینم ؛ من هنوز می توانم بخوانم و صدا دارم . وی با اشاره به اینکه برای جشنواره موسیقی فجر حتی یک دعوتنامه هم برای من نفرستادند گفت : من نباید دم در سالن جشنواره بروم و بگویم من افتخاری هستم ومرا راه بدهید؛ آنها که در موسیقی مسئولیت دارند باید جواب بدهند . این هنرمند با یادآوری اینکه من بیش از 30 سال عمرم رادر راه موسیقی گذاشتم افزود : من حتی بیمه ندارم و اگر مشکلی برایم پیش آمد آیا کسی به داد من می رسد .افتخاری ادامه داد :چند سال قبل مرا به عنوان چهره ماندگار معرفی کردند ؛ چهره ماندگار کیلوئی چند ، اینها فقط القاب در حد یک امضاء است و عمل در پی آن وجود ندارد . وی با انتقاد از وزارت ارشاد گفت :ارائه امار در خصوص چاپ کتاب و مانند آن کافی نیست افتخاری در پایان گفت : به جوانان می گویم در پی موسیقی نیایند چون کار و خانواده خود را باید هزینه کنند بهتر است آنها در پی پورشه سوار شدن بروند چراکه با موسیقی حتی نمی توانند سوار موتورسیکلت هم بشوند!

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 توسط سعید مستفیضی |

  

استاد بزرگ احمد عبادی در سال ۱۲۸۸ دیده به جهان گشود و بعنوان یکی از بزرگترین نوازندگان ساز سه تار در طول سالیان دراز خدمات فراوانی به هنر و هنرمندان این مملکت کرده است . آقای عبدالحمید اشراق در یک برنامه ای به بررسی زندگی و کارهای احمد عبادی، نوازنده سه تار می پردازد و به نقل از آقای خالقی خانواده عبادی را فامیل هنر نامیده اند. پدر مرحوم عبادی میرزا عبدالله، بنیانگذار موسیقی رديف دستگاهي ماست. روی کتابچه های آموزش نوت که در هنرستان های موسیقی داده می شود نوشته شده متد میرزا عبدالله . میرزا عبدالله خودش سواد نوت نداشت ولی افرادی رفتند پهلوی او و حدود ۱۰ دوازده سال نشستند پهلوی او و تمام دستگاه های موسیقی ایرانی را به صورت نوت درآوردند . احمد عبادی پهلوی پدرش درس نگرفت، پهلوی خواهرش که مادر مهندس هوشنگ سیحون بود درس گرفت. ابتکار قشنگی که کرد، سیمهای سه تار را از صفحه سه تار یک کمی بالاتر آورد. خرک روی کاسه سه تار را بالاتر آورد . آقای اشراق در باره داستان مکالمه ساز احمد عبادی با مرغ حق می گوید: تابستان بوده و ایشان با دوستانشان می روند در باغی بنشینند و صفایی کنند . زیر یک درخت نشسته بودند و چون همیشه سه تار همراه استاد عبادی بوده شروع می کند به سه تار زدن، می بیند که یک مرغی می آید روی شاخه درخت می نشیند و موقعی که او ساز می زند، مرغ مرتب می آید جلوتر و می خواند. خوشبختانه دستگاه ضبط صوت هم داشتند. اشاره می کند، بدون اینکه کسی بفهمد، که دستگاه را روشن کنید .  او مرتباً می زند و با ضربه هایی که روی سیم ها و روی نوت های موسیقی می زند، مرغ حق جواب می دهد . مرتباً صدایش می آید جلوتر. پرنده را جذب می کند، بنابراین پرنده ، عشقی را به ارتعاش صدای موسیقی حس می کند. مرتباً از آن شاخه به این شاخه می آید و این صدا را در ضبط صوت حس می کنید .  شما هر سازی را که می شنوید، محتویات آن، شخصی که می زند، ویژگی فردی آن فرد را، برای شما مشخص می کند. موقعی که مجد می زند، سازش غوغا می کند. موقعی که عبادی سه تار می زند، انسان می فهمد که این سه تار سه تار عبادی است. این یک خصوصیت فردی است . ایشان آمد در پاریس. ۱۹۷۹ بود. با حسین ملک، که سنتور می زد. یک کنسرت بین المللی بود اینجا. سالن پر، جمعیت زیاد. ایشان پشت پرده و رویش نمی شود بیاید سه تار بزند . به حسین ملک می گوید که من با این سه تار کوچولو در مقابل این جمعیت چه کار کنم؟ آبرویم می رود. حسین می گوید نه بیا ساز بزن. می آید روی سن، می زند. مردم بلند می شوند دست می زنند. می ریزند روی سن که امضا از او بگیرند و خودش باور نمی کند . استاد عبادی حقیقتا در هنر عمر پر برکتی کرد . او فرزندی نداشت و سه تار را همواره فرزند خود می دانست . در یک فایل صوتی به کسانی که در مقام معلم سه تار ، به آموزش این ساز مشغولند یاد آور می شود که مبادا آن را وسیله کسب مادیات کنند ... هفدهم اسفند سالروز در گذشت این استاد بزرگ موسیقی ایرانی است و این مناسبت بهانه ای شد تا از آن مرد بزرگ یادی کنیم ... روحش شاد ...               سعید مستفیضی

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم اسفند 1391 توسط سعید مستفیضی |

        

استاد حسن ناهيد چند روز پیش به دلیل نارسایی قلبی به بیمارستان شهداي تجريش تهران اعزام و آنجا بستری شدند که پس از معالجات و رسیدگی پزشکان از بیمارستان مرخص و و اکنون در منزل استراحت می کنند. ايشان اکنون در استراحت مطلق بسر می برند و وضعیت جسمانی شان روبه بهبودی است. ترجيح داديم خبر بستري شدن استاد ناهيد را نگذاريم ولي الان خوشحاليم كه اين استاد نازنين بهبود يافته است . براي سلامتي كامل جناب ناهيد دعا كنيم .

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ششم اسفند 1391 توسط سعید مستفیضی |

 

به گزارش ايسنا ، این کنسرت زیر نظر استاد محمد رضا لطفی  در دو بخش آواز بیات اصفهان و چهارگاه اجرا خواهد شد. در قسمت نخست این برنامه که به بازسازی اثر اصفهان ظلی می پردازد؛ قطعات پیش درآمد اصفهان اثر «علی اکبرخان شهنازی »، تصنیف نادیده رخت ،چهار مضراب بیات راجه ،ضربی عشاق ،تصنیف سلسله موی دوست ، تصنیف تازه نگار و رنگ اصفهان اثر «محمد رضا لطفی » اجرا می شود و در بخش دوم این کنسرت، گروه بازسازی شیدا با بازسازی اثر چهارگاه ظلی همراه با قطعات پیش درآمد چهار گاه (لزگی) ، دو ضربی زابل ، تصنیف نگارا ، کمان داران ابرو ، تصنیف بتان و... به روی صحنه می‌رود. نوازندگان گروه «بازسازی شیدا »، ماهیار تمسکنی (سنتور)، رضا پرویززاده (کمانچه)، محمد امین اکبرپور (تار)، محمد میرزایی (نی)، حسین حدت (عود)، سهیل اله دادیان (تمبک) هستند و «سجاد مهربانی» خوانندگی این کنسرت را بر عهده دارد . گروه بازسازی شیدا پس از تشکیل گروه بانوان شیدا و گروه همنوازان شیدا در سال 1386با هدف تداوم بازسازی و مرمت آثار گذشته ، تاسیس شد. محمد رضا لطفی در گوشه‌هایی از بروشور این برنامه آورده است : « من عقیده دارم که بازسازی آثار گذشتگان باید طوری به اجرا درآید که مورد توجه مردم یا حداقل شاگردان موسیقی قرار گیرد و این بدون داشتن ذوق هنری مقدور نیست. اگر روزی در کنار بازسازی‌ها ذوق و سلیقه هنری بالا رود ما می‌توانیم مدعی شویم که موفق شده‌ایم .» وی در ادامه آورده : « گروه بازسازی شیدا تلاش دارد با نظارت اینجانب راه اجتماعی تر شدن این آثار را هموار نماید .» گفتنی‌ ست، کنسرت موسیقی گروه «بازسازی شیدا» در دو شب پنجشنبه و جمعه ساعت 19:30 در سالن اصلی فرهنگسرای نیاوان اجرا می‌شود.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391 توسط سعید مستفیضی |
_RFI7842.jpg  

«خیلی دلم برای تک‌نوازی تنگ شده اما رادیو مرتب کارهای نسل ما را پخش می‌کند؛ هم‌قطارانم هم دیگر از دنیا رفته‌اند. آخرینش خرم بود که او هم رفت. باز هم جای شکرش باقی است که شهناز باقی مانده است. اما شهناز فقط هست؛ همین. مثل اینکه من هم به آخر خط رسیده‌ام. حالم خیلی رو به راه نیست‌، ناراحتی قلبی دارم. اخیرا زخم معده هم به آن اضافه شده است. هفته‌ای یک‌روز آن هم روزهای جمعه هنرجویان برتر را از ساعت 10 صبح تا 4 بعد از ظهر، همین جا در خانه‌ام تعلیم می‌دهم. سال‌ها است که اینجا درس می‌دهم و چیزی بر این مکتبخانه اضافه و کم نشده است.» در بچگی فکر می‌کردم، باید شخصیتی بزرگ داشت. مثل سوپرمن، باید آدم‌ها را نجات دهی و تاثیرگذار باشی. فکر می‌کردم، باید یکی از آنها بود. این تابلوهای نقاشی هم که روی دیوار می‌بینید، مال خودم است، خوش‌نویسی هم می‌کنم. تمام ساز‌های موسیقی را می‌نوازم و شاید تعجب کنید که من حکم قهرمانی وزش بوکس دانش آموزان کشور را هم دریافت کردم. زنده‌یاد خالقی راه‌هایی پیش پایم گذاشت تا در نهایت به نتیجه برسیم. جمله‌ای که خالقی به من گفت، دقیقا همین بود: «شما می‌توانید هفته‌ای یکبار تلفنی با من تماس بگیرید تا من شما را از راه دور اشباع کنم. خیالتان راحت باشد؛ آنچه من از موسیقی شما شنیدم، لازم است حمایت شود. خالقی واقعا کاری کرد که من تسلط کافی به موسیقی را پیدا کردم؛ روزی که به تهران آمدم به قصد دست‌بوسی خالقی و زیارت او به منزلش رفتم اما فهمیدم او دو سه روزی است که از دنیا رفته است. من هیچگاه خالقی را ندیدم و هر وقت یاد این موضوع می‌افتم منقلب می‌شوم. شهناز حالش خیلی بد است و من هم مریض هستم و نمی‌توانم پیش او بروم تا تصمیم می‌گیرم این کار را کنم، قلبم درد می‌گیرد و هزار اتفاق دیگر می‌افتد که باعث می‌شود خودم به بیمارستان بروم. من و شهناز خیلی با هم دوست بودیم. وقتی به رادیو آمدم اول با شهناز دوست شدم به نظر من او و فرهنگ شریف یکه تاز میدان بودند و هستند. آغاز دوران طلایی موسیقی سال 36 بود که به مدت 10 سال طول کشید. اینها که گفتم هیچ کدام از دانشگاه خاصی فارغ التحصیل نشده بودند. اینها برای دلشان ساز می‌زدند اما خیلی زحمت کشیدند و هنوز هم جایگزینی برایشان پیدا نشده است. هم اکنون هم به تعدادی از شاگردانم اعتقاد زیادی دارم با اینکه هنرجویان زیادی داشتم اما پنج نفر از آنها شاگردان خوبی بودند. یک روز وقتی حدود سه یا چهار سال داشتم، سه‌تار پدرم را برداشتم و شروع به بازی با آن کردم. پدرم عصبانی شد و سه تار را از دستم گرفت، گفت: چرا به سازم دست زدی؟ گفتم: آقاجان آخر این کار را خیلی دوست دارم . اما پدرم گفت: اگر دوست داری یک ساز برایت می‌سازم اما نمی‌توانی به ساز من دست بزنی . خلاصه یک سه‌تار کوچک برایم درست کردند و نحوه آموختن من این چنین بود که هر قطعه‌ای را که از رادیو می‌شنیدم، همان موقع می‌نواختم . حتی آهنگ‌های سخت را نیز از راه شنیدن می‌نواختم . پدرم گفت: پسرم، دوست داری که زحمت زیاد بکشی و در کنار درسهایت موسیقی هم یاد بگیری؟ گفتم: آقا جان! من خیلی موسیقی دوست دارم . پدرم گفت : حتی از من هم بیشتر؟ گفتم : بله . گفت : از مادرت چی؟ گفتم : بله . از همه چی بیشتر دوست دارم . پدرم گفت : پس به تو موسیقی یاد می‌دهم . منیر بشیر از بزرگترین نوازندگان عرب گفته بود که ساز به امانت دست اعراب بوده است و حالا می‌خواهیم عود را به صاحب اصلی آن یعنی منصور نریمان برسانیم. بعد در مراسمی رسمی لقب " پدر عود ایران " را آنموقع وزارت ارشاد به من داد ...

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم بهمن 1391 توسط سعید مستفیضی |
        

 شاید این روزها بیشتر سرود " وطنم وطنم " را از تلویزیون می شنویم . دیشب با شنیدن این سرود ، رفتم و بار دیگر آنرا گوش کردم . سرود جذابی است و بخصوص با اجرای سالار عقیلی جای خودش را باز کرده و تقریبا ورد زبان مردم شده . میخواهم کمی در باره این سرود بنویسم تا هم به پیشینه موسیقی ایران اشاره داشته باشیم ، هم با آهنگساز اصلی آن آشنا بشویم و هم بلحاظ تاریخی ان را بیشتر بشناسیم . اولا خلق این اثر یعنی آهنگساز آن شخصی است بنام لومر . به نقل از ویکیپدیا ، " آلفرد ژان باتیست لومر ، موسیقیدان نظامی فرانسوی است که در سال ۱۲۴۷ هجری خورشیدی در زمان پادشاهی ناصرالدین شاه (۱۲۲۶-۱۲۷۵ه‍.خ) به ایران آمد تا به دانشجویان بخش موسیقی دارالفنون آموزش دهد . او هارمونی را به موسیقی ایرانی معرفی کرد، قطعات زیادی با الهام از موسیقی ایرانی ساخت و موسیقی‌دانان برجسته‌ای تربیت کرد. او نخستین کسی است که کوشش‌هایی برای ثبت موسیقی سنتی ایران کرده‌است. لومر در ۲۵دی۱۲۲۰ در ارسورلالی فرانسه دیده به جهان گشود و در ۴ اسفند ۱۲۸۵ در تهران دیده از جهان فرو بست." این سرود را لومر برای ایرانیان ساخت البته نه با این کلامی که الان می شنویم . استاد منوچهر صهبایی موسیقیدان و آهنگساز ایرانی در این باره می گوید : تم و هارمونی های اولین سرود ملی ایران از آثار آلفرد ژان باتیست لومر موزیکانچی باشی دربار قاجار است و متعلق به شخص دیگری نیست. زمانی که در اروپا زندگی می کردم تحقیقات بسیاری بر روی آثار آهنگسازان ایرانی داشتم و در این ارتباط آثار بسیاری را با زحمت فراوان و با هزینه خودم توسط ارکسترهای بزرگ در اروپا اجرا و ضبط کردم. در میان این تحقیقات به برخی از سرودهای ملی مانند سرود  لومر که طبق اسناد موجود برای نخستین بار در سال  1252 زمانی که ناصرالدین شاه به دیدار ملکه ویکتوریا در انگلستان رفته بود در قصر ویندسور اجرا شد ، دست یافتم . این سرود تا سال 1309 سرود ملی ایران بود و درآن سال سرودی از غلامرضا مین باشیان به عنوان سرود ملی جایگزین آن شد. در اوایل دهه 1370 من این قطعات را با حفظ اصالت های موجود در اثر ، با پیانو اجرا کردم. البته آقای صهبایی چندان از عملکرد و ارکستری که این سرود را ضبط و اجرا کرده راضی نیست و قصد ندارم وارد این بحث بشوم . ضمن اینکه برخی هم اعتقاد دارند این سرود هیچگاه سرود رسمی و ملی ایران نبوده است . کلام این سرود از استاد بیژن ترقی است و تنظیم کنونی از آقای پیمان سلطانی و با ارکستر ملل اجرا شده است . سرود "وطنم وطنم"  و یا  "ایران جوان" یک سرود 140 ساله است که بعد از اینهمه سال هنوز برای پیر و جوان جذاب و ملودی قابل فهم و درکی دارد . البته هر بخشی كه نوشته شد را می شود بيشتر در موردش نوشت ولی معمولاسعی میکنيم مطالب مختصر باشد تا دوستان حوصله خواندن داشته باشند . امیدوارم برایتان جالب بوده باشد .     سعید مستفیضی 

نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم بهمن 1391 توسط سعید مستفیضی |

 

بنا به دعوت واحد موسيقي حوزه هنري ، گروه مولانا فارس هجدهم و نوزدهم بهمن ماه در خرم آباد استان لرستان برنامه اجرا خواهد كرد . گروه مولانا تاكنون در استانهاي چهارمحال و بختياري ، استان گيلان ، استان آذربايجان غربي ، كردستان ، استان كهكيلويه و بوير احمد و استان فارس حضور داشته است . اين گروه نهم بهمن ماه نيز در تالار حافظ  شهر شيراز و در بخش غير رقابتي ششمين جشنواره موسيقي فارس برنامه اجرا كرد كه با استقبال مردم همراه بود . براي دوستان عزيزم در گروه مولانا فارس آرزوي تداوم همدلي و موفقيت و حضور گسترده تر دارم .  

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم بهمن 1391 توسط سعید مستفیضی |

 گروه مولانا فارس در روز دوشنبه نهم بهمن ماه در تالار حافظ  شيراز و در حاشيه ششمين جشنواره موسيقي فارس در بخش غير رقابتي برنامه اجرا خواهد كرد كه باعث افتخار است  . اين گروه تاكنون در سه جشنواره كشوري و چهار جشنواره استاني حضور داشته و عنوان دوم دو جشنواره استاني و عنوان سوم يك جشنواره كشوري را در كارنامه دارد . در حال حاضر بيش از 100 هنرجو ازتعليمات و اموزش اعضاي گروه در شهرهاي استهبان ، ني ريز ، فسا ، ‌شيراز  و رونيز دارند بهره مي برند كه رفته رفته باعث گسترش گروه خواهد شد . اين برنامه اي كه قرار است اجرا شود ساعت 5 عصر در سالن اصلي تالار حافظ  برنامه ريزي شده  و اميدواريم با توجه به غيبت خواننده تواناي گروه جناب استاد علي انصاري  اجراي مطلوبي داشته باشيم . اعضاي گروه مولانا فارس البته 21 نفر است كه آقايان مهدي فرجودي ، مجيد فرهمندي ، مسعود فرهنگ دوست ، پوريا منصوري ، صادق عليمرداني ، محمدعلي آسايش ، عباس صلاحيان ، محمدرضا جوهري و سعيد مستفيضي اين برنامه را اجرا خواهند كرد .