بسم الله الرحمن الرحیم
.......موسیقی ایران نه تنها در نوع خود منحصر به فرد است بلکه ریشه بسیاری از سازهای جهان در ایران است. در حالیکه ما الهامبخش دیگران بوده ایم، موسیقی امروز ما همچنان مهجور است. ای جوانان وطن، برای کامیابی خودمان هم که شده، به پا خیزیم! تلاش برای معرفی موسیقی ایرانی، از طریق اینترنت کاملا میسر است. به دو نمونه بسنده میکنم و باقی با شما عزیزان.معرفی بربط (عود ایرانی) توسط مجید یحیی نژاد: عود سالها پیش مجید که با من هم صحبت میکرد، وبسایت عود ایرانی را راه انداخت که در معرفی عود ایرانی به علاقه مندان گام موثری بود. برای سازها ی کوبهای ایران، از جمله تنبک، دایره، دف، دهل و نقاره کارهایی در اینترنت انجام دادم که به شرح آن میپردازم. امیدوارم این مقدمه کوتاه کمکی باشد به انگیزه دادن به افرادی که دوست دارند در این راه قدم بردارند و سازهای دیگر مانند تار، سه تار، سنتور، کمانچه و ... را معرفی کنند.اولین وبسایت برای تنبک توسط هرمز، یک ایرانی خوش ذوق مقیم انگلستان شروع شد که اکثر مطالب آن توسط من تهیه شد: شبکه تمبک پس از آن به سراغ وبسایت ریتم وب رفتم و مقالاتی در آن انتشار دادم. ولی این برایم کافی نبود و هرجا دستم رسید به مطرح کردن موسیقی ایران در وبسایتهای موسیقی پرداختم. همین وبلاگ هم به تشویق دوستان راه انداختم، زیرا بیشتر میخواستم به انگلیسی مطلب بنویسم. خوشبختانه به فارسی کتابهای زیادی نوشته شده اند و منابع خوبی در زمینههای گوناگون موسیقی ایرانی داریم، گرچه کار برای بهتر کردن اوضاع همیشه وجود دارد.بسیاری از مطالب منتشر شده از من در اینترنت مورد استقبال علاقه مندان و پژوهشگران قرار گرفت و آخرین کتابی که به کارهایم استناد کرد همین کتاب ریتم شناسی کنه توماس است که در آمریکا منتشر شد. خلاصه کنم: ما باید موسیقی ایران را به جهان معرفی کنیم. جوانان وطن به پا خیزیم! ارادتمند شما، پیمان ناصح پور
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در سه شنبه یکم دی 1388 * موضوع | لینک ثابت
نکوداشت پرويز مشكاتيان شامگاه چهارشنبه 25 آذرماه به همت بنياد فرهنگي هنري «ايرج بسطامي» و «موسسه نغمه شهر» در تالار انديشه حوزه هنري برگزار شد. داريوش طلايي؛ نوازنده تار با قدرداني از خانواده زندهياد ايرج بسطامي كه زمينه برپايي چنين نكوداشتي را فراهم كردهاند،يادآور شد: سابقه آشنايي من و شادروان مشكاتيان به چند مرحله برميگردد كه سرآغاز آن در سالهاي 54-53 در دانشكده موسيقي هنرهاي زيبا بود و بلافاصله بعد از آن در مركز حفظ و اشاعه موسيقي نيز با هم همكار شديم. طلايي با برشمردن اهميت مركز حفظ و اشاعه موسيقي و فعاليتهاي آن در دهههاي 50 و 60 تصريح كرد: اين ساختمان هنوز هم وجود دارد و حس نوستالژيك آن براي دوستداران موسيقي مدام تكرار ميشود. اما در كنار آن همواره اين سوال مطرح شده است كه چرا آن اتفاق ديگر تكرار نشد و چرا هنرمندان برجستهاي كه آن سالها در اين مركز كار ميكردند ديگر در عرصه موسيقي تربيت نميشوند؟ گويا در تاريخ بعضي چيزها تنها يكبار تكرار ميشود. اين پژوهشگر موسيقي اذعان داشت:اين مركز مملو از جواناني بود كه استعداد داشتند و به آنها امكاناتي داده ميشد تا استعدادهاي خود را شكوفا كنند و دست به
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در شنبه بیست و هشتم آذر 1388 * موضوع | لینک ثابت
سايت خانه موسيقي اعلام كرد:استاد فرامرز پايور هنرمند برجسته صبح امروز ـ 18 آذر ماه ـ در بيمارستان شهيد با هنر اقدسيه به دليل ايست قلبي و مشكل تنفسي درگذشت. استاد پايور از شاگردان صبا بود و اثار مكتوب او در دانشگاهها و هنرستانهاي موسيقي تدريس ميشود. او همچنين گروهي به نام پايور داشت كه نوازندگاني چون هوشنگ ظريف، محمد اسماعيلي، حسن ناهيد ، رحمت الله بديعي، جليل شهناز، شادروان اصغر بهاري، شادروان حسين تهراني ، محمد موسوي، محمد اسماعيلي ، شهرام ناظري ، محمدرضا شجريان و.... در آن به نوازندگي و خوانندگي مشغول بودند. پايور هنرمندي بود كه با ممارست و پيگيري ساز سنتور را از انزوا بيرون كشيد و ان را در گروههاي موسيقي جاي داد. خانه موسيقي ضايعه درگذشت اين هنرمند را به خانواده ايشان و جامعه موسيقي كشور و همچنين علاقمندان ايشان تسليت گفته است.
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 * موضوع | لینک ثابت
بخش اخبار وبلاگ ما بعنوان فعالترین بخش با مدیریت مریم شیخی هر روز خبرهای موسیقی ایرانی را از سایتها و خبرگزاریها و روزنامه های معتبر کشور استخراج و منتشر می کند . با تشکر از ایشان ، از بازدیدکنندگان عزیزی که پیگیر رویدادهای موسیقی هستند دعوت می شود روزانه به این آدرس مراجعه نمایند . برای دیدن این سایت اینجا کلیک کنید
www.newsneyrizmusic.mihanblog.com
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در چهارشنبه هجدهم آذر 1388 * موضوع | لینک ثابت
به نقل از روابط عمومی شبكه فرهنگ، محمدرضا لطفی چهارشنبه 11 آذر در اولین كارگاه آموزشی موسیقی كاربردی كه با همت شبكه رادیویی فرهنگ برگزار شد، حضور پیداكرد. این آهنگساز و نوازنده تار، در این كارگاه به موضوع «موسیقی، ذائقه و مخاطب شناسی» پرداخت و با اشاره به اهمیت موسیقی در برنامههای رادیو ، توجه به موسیقی فاخر و خوب را لازمه جذب مخاطب بیشتر برای رادیو دانست. لطفی در این نشست ضمن بیان سابقه 42 ساله خود در عرصه موسیقی ، اهمیت صدا را به عنوان عنصری فعال در زندگی انسان متذكر شد و اضافه كرد از این جهت رادیو به عنوان رسانهای كه از طریق صدا بر مخاطب خود تاثیر میگذارد، بیش از پیش نیازمند توجه به موسیقی موزون و مطابق با سلیقه مخاطب است. لطفی با بیان این موضوع كه جایگاه موسیقی ایرانی در میان مردم همانند زبان فارسی است، لازمه جذابیت برنامهها را توجه جدی تهیهكنندگان و برنامهسازان به موسیقی دانست. وی موسیقی را مانند یك پیكره در نظر گرفت كه با قطع كردن آن در طول برنامه، بر ذهنیت مخاطب اثر منفی گذاشته میشود و مخاطب را خسته می كند. همچنین افزود: رادیو با دو نوع موسیقی در برنامه ها مواجه است، یكی، موسیقی جدی كه باید مناسب با موضوع و محتوا انتخاب شود و دیگری موسیقی بین برنامهها و سخنرانیها یا موسیقی آسانسوری است. وی خاطرنشان كرد برای جلوگیری از خستگی شنونده ، توجه به كاربرد موسیقی اهمیت به سزایی دارد و در این حوزه برگزاری نشستهای تخصصی با حضور موسیقیدانان و تئوریسینهای این عرصه به همراه ارائه تعریف از انواع موسیقی به خصوص موسیقی یا تلفیقی بسیار راهگشاست. یكی از اهداف برگزاری این كارگاه آموزشی توسط شبكه رادیویی فرهنگ ، ایجاد فضایی مناسب برای حضور بیشتر پیشكسوتان عرصه هنر و موسیقی در رسانه ملی به منظور قرار گرفتن ذوق و قریحه نیروهای جوان در مسیر شكوفایی است.
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در شنبه چهاردهم آذر 1388 * موضوع | لینک ثابت
من در کودکی این شانس را داشتم که تجربه ای متفاوت از زندگی را پشت سر بگذرانم. تابستان سال 1360 خورشیدی (1981 میلادی)، پدربزرگم مرا به چادر عشایری اش در کوهرنگ برد و بدین ترتیب چهل روزی را در کنار شیر، عسل، پنیر، بز، گوسفند، آغل، کشک، پشم، سگ، تفنگ، خان، نوکر، چوپان، زنان و دختران زیبا جامه ی عشایری سپری کردم.اینک همه این هایی که بر شمردم و همه آن هایی که نشمردم را می توانم در یک واژه خلاصه کنم و آن ساز پر کشش نی هست. می خواهم بگویم ساز نی، یک mp3 از همه عناصر زندگی چادرنشینی است. این را هم اضافه کنم که منظورم نی چوپانی است که با لب نواخته می شود و به همین دلیل به نی لبی هم شهرت دارد. این شیوه نی نوازی که تقریباً در همه جای ایران یافت می شود، به دلیل نوع دمیدن به داخل لوله نی و همچنین افزودن صدای حلق نوازنده در برخی موارد، رنگ بسیار متفاوتی به موسیقی چوپانی می دهد و دقیقاً همین رنگ صدایی است که شنونده را از محیط شهری به داخل سیاه چادر ایل نشینان پرتاب می کند. علی حافظی که امروزه اسطوره نی نوازی بختیاری ها است، دقیقاً بر اساس تکنیک دندانی، نی می نوازند. همان شیوه ای که موسیقی دستگاهی ایران چهره های نامداری چون حسن کسایی، محمد موسوی، محمد علی کیانی نژاد و ... را در دل خود پرورش داده است. اما این چه سری است که نوای نای او حکایت دیگری دارد. جالب آن که حافظی نخستین درس های نی نوازی را پیش استاد کسایی و محمد علی کیانی نژاد گذارنده است ولی امروز به گونه ای نی می نوازد که نوای ساز او هیچ شباهتی به نوای ساز اساتیدش ندارد. بخشی از نوشته هوشنگ سامانی
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در سه شنبه سوم آذر 1388 * موضوع | لینک ثابت
روح الله پارسا درسال ۱۳۶۰ در خانواده ای فرهنگی و هنردوست در شهرستان استهبان متولد شد . همزمان با تحصیلات متوسطه ، نواختن ساز " نی " را نزد رسول زمردی آموخت و در همان سالها به عنوان عضو هسته مرکزی شورای موسیقی استهبان در معرفی و ساماندهی امور آموزشی آموزشگاه موسیقی فعالیت نمود . وی اولین اجرای هنری خود را با عضویت در گروه موسیقی عشاق و در کنسرتی در سال ۱۳۷۹ تجربه کرد . پس از آن برای فراگرفتن ردیف ، به مکتب استاد منوچهر غیوری در اصفهان راه یافت و چند سال از محضر این استاد بزرگ بهره برد و دوره کاملی از ردیف را آموخت . این هنرمند در سالهای اخیرعلاوه بر تحصیل در دانشگاه، اقدام به آموزش نی به هنرجویان شهرهای مختلف فارس نموده که تاثیرات بسزایی داشته است . روح الله پارسا علاوه بر موسیقی به مطالعه کتاب و ادبیات هم علاقه مند است و تاکنون اشعاری نیز سروده که مورد توجه اهل فن قرارگرفته است . او درسال۱۳۸۶ ازدواج نموده و بهمراه همسرش که از مربیان موفق موسیقی کودکان (ارف) است در شیراز زندگی می کند . پارسا هم اکنون عضو نوازنده نی در گروه موسیقی مولانا و گروه نی نوازان به سرپرستی رسول زمردی در شیراز است . برخورداری از صدای بم زیبا و بیان جمله های تاثیرگذار و سکوتهای بجا و از همه مهمتر ادب و صلابت شخصیت و اخلاق هنری از ویژگیهای این هنرمند خطه فارس است .
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در جمعه بیست و نهم آبان 1388 * موضوع | لینک ثابت
یکی دیگر از دوستان قدیمی ام بنام علیرضا باقرائت که دوست باصفا و بامحبتی هم هست از طریق همین وبلاگ به جمعمان پیوست و بعد از حدود ۱۳ سال ارتباطمان برقرار شد . علیرضا باقرائت در حال حاضر ساکن بندرعباس است . سالها پیش سه تار میزد و در زمان دانشجویی اش از شاگردان استاد داریوش برهانی بود . مدتی هم به نواختن نی مشغول بود . بعد از استادرهنما که بعد از ۱۶ سال و استاد یاقوتی که بعد از ۱۵ سال و استاد غلامی که بعد از ۱۴ سال و علیرضا فقیهی که بعد از ۲۱ سال از طریق این وبلاگ ارتباطم برقرار شد آقای باقرائت پنجمین دوست قدیمی است که بعد از اینهمه سال یادی از ما کرد ... امیدوارم دوستان دیگرم نیز به جمعمان بپیوندند.
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در شنبه بیست و سوم آبان 1388 * موضوع | لینک ثابت
ای کاش ناله های چو من بلبلی حزین / بیدار کردی آن گل در خاک خفته را
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در شنبه بیست و سوم آبان 1388 * موضوع | لینک ثابت
دیروز طی یک تماس تلفنی با خانم دانشور که از هنرجویان خوب و مصمم اینجانب اند مطلع شدم که در بندر عباس گروهی تشکیل داده و مشغول تمرینند . فرمودند مدیر کل ارشاد هرمزگان آنها را تشویق کرده و بناست بزودی در قالب یک کنسرت آن را اجرا کنند . همچنین عنوان فرمودند گروه یادشده تنها گروه سنتی آنجاست . هم خوشحال شدم از بابت اینکه سرکار خانم دانشور مشغول فعالیتند و هم متاسف که چرا یک مرکز استان اینقدر فقیر !! به هر حال برای این عزیز هنرمند آرزوی توفیق دارم و امیدوارم شرایطی فراهم شود که آنجا هم هنرمندان و هم مردم هنردوست از فرصت ها بهره ببرند تا فرهنگ ایران و هنر این مملکت روز به روز متعالی تر به نسل جوان معرفی شود .
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 * موضوع | لینک ثابت
عبدالرسول یاقوتی خوشنویس و گرافیست و ازاهالی موسیقی ، هم اکنون در شهر مقدس قم ساکن است . وی زاده ی شهر استهبان زادگاه هنرمندان بزرگ خوشنویسی چون حجه الاسلام حجت کشفی و احمد باروتی است و از هنرمندان متعهد این سرزمین به شمار می رود . استاد دو نمونه زیر از آثارش را برایم ارسال کرده که لذت دیدنش را با شما تقسیم می کنم :
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 * موضوع | لینک ثابت

استاد داریوش برهانی نوازنده تار و از شاگردان آقا علی اکبرخان شهنازی است . در سالهای ۷۴ و ۷۵ افتخار شاگردی وی در آموختن سه تار نصیبم شد . کرمان روزهای سردی داشت اما گرمی نگاه او این سرمای خشک را بی مفهوم کرده بود . هروقت درسی پس می دادم در هنگام اجرای ضعیف و هنرجویانه ام با بیان شیرین کرمانی میگفت: به به !... آفرین ! و این تشویقات مرا در مسیری که انتخاب کرده بودم مصمم تر می کرد . استاد داریوش برهانی برادر بزرگتری داشت که او هم شاگرد آقا علی اکبرخان بود و متاسفانه نتوانستم او را در زمان حیاتش ببینم . امروز هم گهگاه که فوتبال تماشا میکنم تعجب میکنم چرا آرش برهانی راه پدر را ادامه نداد ؟ نوارهای درس استاد و اجراهای اختصاصی ، برایم یاد آور روزهای خوش جوانی و عشق و مهرورزی است ... این مختصری بود از این استاد تار نواز دیار کهن کرمان .
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در یکشنبه دهم آبان 1388 * موضوع | لینک ثابت
استاد عزیزی دارم بنام " عبدالرسول یاقوتی " که شاید یکی از معدود مشوقان من بود در موسیقی . سالها در زمان جنگ در کنار ایشان کارهای تبلیغات جنگ را انجام می دادیم . بعد هم برای ادامه تحصیل در رشته گرافیک راهی تهران شد و کمتر توانستم خدمتش باشم . آن زمان نی می زد وبه موسیقی علاقمند بود . خط بسیار زیبایی داشت که همین الان هم وقتی به کارهای آن زمانش نگاه می کنم حقیقتا قوی تر از آن به نظر خودم ندیده و نمی بینم . هرچند که به خوشنویسی بخاطر علاقه ام توجه دارم اما فرصت پرداختن حرفه ای به آن ندارم . این استاد بزرگ که از اساتید دانشگاه است چند روز پیش پیامک زد و و از طریق همین وبلاگ بعد از سالها دوری احوال ما را گرفت . آنروز به حدی خوشحال شدم که به واقع توان نوشتن و بیان آن را ندارم . استاد عبدالرسول یاقوتی در کنار نامهایی چون استاد حجت کشفی و استاد احمد باروتی و استاد محمدعلی مقبول و استاد علیرضا کریمپور ازافتخارات خوشنویسی فارس و بخصوص شهر استهبان هستند که شاگردی مستقیم و غیر مستقیم این بزرگان از افتخارات هنری بنده محسوب می شود . خداوند سایه همه اساتید بخصوص این هنرمند شایسته و با صفا و مهربان را بر سرما هنرجویان مستدام بدارد . این خلاصه ای در مورد ایشان بود و انشااله نمونه کار و تصویر و اطلاعات بیشتری از وی را در فرصتی مناسب در اختیار دوستان قرار می دهم .
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در یکشنبه سوم آبان 1388 * موضوع | لینک ثابت

گروه موسیقی مولانا به سرپرستی سعید مستفیضی که از هنرمندان شهرهای مختلف فارس ( استهبان - نی ریز - فسا - رونیز و شیراز ) تشکیل شده از سال ۸۵ تاکنون توفیقاتی داشته که کسب عنوان دوم جشنواره گروهنوازی شهرهای فارس از آن جمله است . تغییرات اعضاء که بلحاظ مشکلات فنی و اجرایی که خوب در هر گروهی کاملا طبیعی است باعث تغییر تعدادی از نوازنده ها شد و هم اکنون علی انصاری هنرمند شهیر یاسوجی خوانندگی گروه را عهده دار است . فرهاد تهمتن نوازنده کمانچه و آقایان عباس صلاحیان و محمدعلی آسایش هم نوازندگان سه تار و سه تار بم هستند . گروه موسیقی مولانا قرار بود بنا به دعوت انجمن موسیقی یاسوج کنسرتی را در مرکز و چند شهر استان کهکیلویه و بویر احمد برگزار کند که متاسفانه حادثه تصادف خواننده گروه کار را به تاخیر انداخت و امیدواریم با محبتی که رییس انجمن موسیقی به گروه دارند در آینده نزدیک این برنامه اجرا شود. درحال حاضر تمرینات هفتگی گروه ادامه دارد .
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 * موضوع | لینک ثابت
دیروز داشتم با اشعار حضرت مولانا حالی می گرفتم که به یک غزل دلچسب برخوردم پیش خود گفتم بد نیست این غزل را برای شما هم بگذارم بخوانید . خیلی زیباست . موضوع عقل و عشق در اشعار مولانا و شاعرانی نظیر حضرت حافظ و حضرت عطار و عرفای دیگر هم به چشم میخورد که راغب شدم در فرصتی مناسب به آن بپردازم ومقاله ای تهیه کنم ...
در میان پرده ی خون عشق را گلزارها عاشقان را با جمال عشق بی چون کارها
عقل گویدشش جهت حدست و بیرون راه نیست عشق گویدراه هست و رفته ام من بارها
عقل بازاری بدید و تاجری آغاز کرد عشق ، دیده ، زان سوی بازار او بازارها
ای بسا منصور پنهان ز اعتماد جان عشق ترک منبرها بگفته برشده بر دارها
عاشقان دُردکش را در درون ذوق ها عاقلان تیره دل را در درون ، انکارها
عقل گوید پا منه کاندر فنا جز خار نیست عشق گویدعقل را،کاندرتو است آن خارها
هین خمش کن خار هستی را ز پای دل بکن تا ببینی در درون خویشتن ، گلزارها
شمس تبریزی تویی خورشید اندر ابر حرف چون برآمد آفتابت ، محو شد گفتارها
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 * موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در دوشنبه بیستم مهر 1388 * موضوع | لینک ثابت
در خبرها دیدم مديرعامل موسسه نغمه شهر از ارائه رديف ني «حسن كسايي» براي ثبت جهاني به يونسكو خبر داده است. عباس سجادي گفته: موسسه نغمه شهر به عنوان يكي از كوچكترين خادمان اهالي موسيقي، رديف موسيقي ايران را با روايت ني استاد حسن كسايي اين نوازنده بزرگ جهاني در سال جاري به يونسكو ارائه خواهد كرد.اوهمچنین اضافه کرده: استاد كسايي رديف موسيقي را با ني اجرا و به ما واگذار كردند كه ما امسال آن را براي ثبت جهاني به يونسكو ارائه ميكنيم. سجادي در ادامه افزوده: ما براي سازهاي ديگر و آواز نيز روايتهاي مختلفي از استادان بنام داريم اما رديف ني كه توسط اين يگانه زده شده يك اثر منحصر به فرد است و بيترديد استاد كسايي يكي از جديترين و بزرگترين راويان رديف موسيقي ايراني است. سجادي در پایان گفته: هر كسي در جاي خودش چه مسئولين در سياستگذاري و حمايت و چه هنرمندان در ارائه و اشاعه آن بايد به اين مهم بپردازد. به عقيده من ثبت رديف موسيقي ايران در سكوتي سرد گم شد.
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در جمعه هفدهم مهر 1388 * موضوع | لینک ثابت
مهندس میرحسین موسوی عصر دیروز در سومین سالگرد آغاز کارگاه آموزشی آواز محمدرضا شجریان حضور یافت. میرحسین در دیدار کوتاه خود با شجریان در محیط کارگاه، از برگزاری چنین کارگاهی توسط او قدردانی کرد. میرحسین موسوی گفت؛ «تشکیل این کارگاه آموزشی در پیشرفت هنر موسیقی کشور بسیار موثر است. باعث خرسندی است که در این کارگاه از چهارگوشه ایران هنرجو هایی حضور دارند که شیوه های آوازی را فرا می گیرند.» رییس فرهنگستان هنر ادامه داد؛ «هنر ایران در آینده یی نزدیک شاهد ظهور خواننده هایی صاحب سبک برآمده از این کارگاه خواهد بود.» در مقابل محمدرضا شجریان هم که به تازگی از تور کنسرت های اروپایی خود به تهران بازگشته است، از حضور میرحسین در کارگاه تشکر کرد. او گفت؛ «فرهنگستان هنر با ایجاد چنین فضایی باعث تشکیل چنین کارگاهی شده است.»
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 * موضوع | لینک ثابت
سال 1368، دو سالي بيش نبود که دور از وطن زندگي مي کردم و هنوز هيجان کار در کانون چاووش در وجودم بود. دست به کار نوشتن «بامداد» بودم و به اميد اينکه همکاران قديم در ايران مرا به عنوان آهنگساز باور کنند و در اجرا و ضبط اين کار ياري ام دهند. مي دانستم گروه عارف که زماني نوازنده اش بودم باز فعال است و آثاري از پرويز مشکاتيان را تمرين مي کند، دلم براي هر لحظه اش پر مي زد. روزي مشکاتيان که براي کنسرتي به آلمان آمده بود، به خانه ما آمد، مجلس انسي بود و غربت در آن ساعت ها فراموش شد. از من براي نوازندگي در گروه دعوت کرد، با او ماجراي «بامداد» را نيز در ميان گذاشتم و همه چيز به اتفاق نظر گذشت. «بامداد» را زير بغل زدم و به ايران آمدم، در يکي از تمرين هاي گروه عارف شرکت کردم، پرويز سه تاري آورد و گفت؛ «تو هم با ما بزن.» گفتم؛ «من که تازه اين قطعات را مي شنوم.» ضبط صوتي آورد، کار را ضبط کردم و با خود به خانه بردم. شب به صبح نرسيده نيمي از آثار را بلد بودم و روز بعد فارغ از بي خوابي شب قبل در تمرين شرکت کردم. چند ماه بعد «مژده بهار» را با گروه عارف و صداي ايرج بسطامي ضبط کرديم و پس از آن چند کنسرت در اروپا تهيه ديديم. اين داستان موجب آشنايي نزديک تر من با محمدعلي کياني نژاد شد، که به تازگي نوازندگي ني گروه عارف را بر عهده گرفته بود و هم او بيش از همه پشتيبان من در ضبط «بامداد» با صداي بيژن کامکار و «ونوشه» شد، و اين گونه به اجراي اين آثار با گروه عارف مفتخر شدم.
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 * موضوع | لینک ثابت
بنامِ زيبايِ زيبادوست . رگبارِ حادثه، چون فراز و فرودِ ريزشِ ماتم، بجانِ شنيداري، واقعه را بس جانگزاي خبر داد. شگفتا از اين حول انگيز کار ، که چه جاي سکوت بود و چه وقت خاموشي، چگونه مرگ را بخود خواند و پذيرا شد، در زماني که شعله- فريادِ هنر بايد گوش جهانيان را به شنيدن وادارد و هنر ايران زمين، پاس و پذيرشي از سوي جهانيان فراچنگ آرد، چه جاي سکوت و خاموشي، بويژه آن انگيزهء شورآفريني و دردِ وطن خواهي : نه که اورا ميبايد پابرجا و استوار ميداشت؟ افسوس بر شرارِ دودِ شعله سوزِ دردِ بزرگي که تاب و توانسوز ، مستانگي را بجامِ زهرگينِ سوداکُش، پناهي ميجست و مفرّي بر غمِ بزرگِ روزگار، که اورا بي تاب و پرشتاب- با آن انديشهء نابِ هنري- سوي خاموشي رهسپار کرد. نبوغِ خلاقش او را در نوجواني بر قلهء هنر تثبيت کرد و از آن پس در اوج ، موجا موجِ هنر را درمينورديد و بزرگي از بزرگانِ نوا و ساز و سرود گردانيد با آثاري ماندگار در رديفِ جاودانه هنر-مردانِ اين راه . دريغا که در سنينِ کمال بود و دريغا که در اين کمال ، چه ناشنيده آثار ميبايد ميساخت، اما صد افسوس که ديگر چنين گشت و آتشي از داغِ ناباورانه، بردلِ اهالي هنر نهاد. تا باز پس از چه زماني مامِ وطن، پرويزي ديگر براي هنر بپروراند . به آوا و آئينِ عزيز و خانوادهء ارجمندِ شجريان تسليت ميگوييم و خود را شريک اندوهتان ميدانيم.
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 * موضوع | لینک ثابت
«محمدرضا لطفي» آهنگساز برجسته كشورمان كه هم اكنون در خارج از كشور به سر ميبرد در پيامي درگذشت پرويز مشكاتيان را تسليت گفت. وي در پيام خود آورده است: پرويز عزيز از ميان ما رفت، خانواده، رفقا و دوستان و جامعه اهل موسيقي را در سوگي سنگين وبهتي عظيم فرو برد. وي در ادامه اين پيام آورده است: مردماني چند در طي بيش از 30 سال با آثار جاودان او و طنين پرشتاب مضرابش زيستهاند و بهترين و تلخترين لحظات عمر خويش را با ساز او قرين بودهاند. چند سال جان خاطره خود را مرهون احساس و ساختههاي زيباي او ميدانند. من به عنوان دوستي ديرينه اين داغ جانگداز را به جامعه موسيقي و خانواده او خصوصا مادر داغدار و آوا و آيين عزيز تسليت گفته برايشان آرزوي طول عمر مينمايم. در ادامه اين پيام ميخوانيم: متأسفانه نبودم تا قطرهاي باشم در اقيانوس داغدارش. از راه دور به روح بزرگ پرويز عزيزم درود ميفرستم كه چنين آثار جاودان موسيقي را براي ما و نسل هاي پس از ما به ياد گذاشت و رفت. او به جاودانگي موسيقي ايران زنده است . روحش قرين رحمت باد.
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در پنجشنبه نهم مهر 1388 * موضوع | لینک ثابت
امروز در لابلای خبرهای فرهنگی و هنری یک تحلیل مختصری از رابطه محمدرضا شجریان با زنده یاد پرویز مشکاتیان و ایرج بسطامی در ایرنا دیدم . نمیدانم این رسانه که البته خطاب ما به بخش فرهنگی هنری آن است از ایجاد بدبینی و تخریب اساتید موسیقی چه سودی می برد ؟ بخش هنری ایرنا از تضعیف و تحقیر و تخریب و تردید شجریان به کدام منفعت مادی یا معنوی خواهد رسید ؟ امروز به انتشار مسایل خانوادگی پرویز مشکاتیان و شجریان دامن زده و اینکه استاد آواز ایران تلاشش بایکوت کردن مشکاتیان و بسطامی در صحنه های هنری بوده است . دلسوزی ایرنای هنری منفعت طلبانه و غرض ورزانه است و نه صادقانه . چرا که چند روز قبل از درگذشت پرویز مشکاتیان همین بخش ایرنا برای تخریب شجریان اثر " بیداد " مشکاتیان را با
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در دوشنبه ششم مهر 1388 * موضوع | لینک ثابت
ای کاش ناله های چو من بلبلی حزین ... بیدار کردی آن گل در خاک خفته را ...

تصاویری از تشییع و خاکسپاری پرویز مشکاتیان ... درود بر مردم و مسولان با فرهنگ نیشابور
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در یکشنبه پنجم مهر 1388 * موضوع | لینک ثابت
خورشید که غروب می کند انسان با برافروختن شعله هایی بر سان او سعی می کند یاد این چراغ عالمتاب را در ذهن و دل خویش زنده نگه دارد .اما افسوس شب تاریک طولانی است و با این شعله های بی رمق روز نمی شود باید زیاد وقت صرف شود تا از پس پرده های کدردوران، طلیعه ی نور خودی نشان دهد و آمدن خورشیدی دیگر را نوید بخشد . مشکاتیان که خدایش بیامرزاد خورشیدی بود که دوباره در دل مردم زندگی یافت .پاره ای از روح و جان ما شد .او اینک در تار و پود همه ی آدم های هنر شناس ، نه ،که همه ی مردم هنردوست این مملکت زندگی می کند.من امشب صدای سحرآمیز ساز او را از اعماق آسمان شنیدم .و فرشته ای هم نوا با او می خواند : "در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی." او با همه ی شیدایی های خویش به آستان جانان پیوست.آدمی دیگر شد وبه عالمی دیگرپرواز کرد.نمی دانم چه قرابتی است بین او و این شعر حافظه ی ما شمس الدین محمد : " سینه مالامال درد است ای دریغا مرحمی/دل زتنهایی به جان آمد خدا را همدمی " شاید قرابت همان تنهایی و غربت او در این سرای سپنج است و شاید ناله های ساز اوست که همه را به هم نشینی با خود می خواند.به هر جهت روزگاری همدم روزهای صعب ودست اندر کار کارهای شگفت انگیز و گرفتارو سرگردان در دنیایی مشوش پریشان حال بوده است.و این شعر زبان گویای اوست. مشکاتیان از آن دست آدمیانی بود که جانش برجسمش غلبه داشت و عاقبت این جان در کشاکش زندگی برتن ضعیفش پیروزی یافت و به سوی جانان ، آن جان اصلی ، آن آرزوی آرزو پر کشید.خدایش بیامرزاد .پرواز ملکوتی او را را به همه انسان های عاشق انسانیت تسلیت عرض می نمایم .
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در یکشنبه پنجم مهر 1388 * موضوع | لینک ثابت
کار، خلاقیت و آثار برخی هنرمندان پس از گذشت ایام همانند یک "مهر" حضور و بروز او را تثبیت می کند و مشکاتیان در زمره این افراد بود.شهرام ناظری با بیان این مطلب و با اظهار تاسف از شنیدن خبر درگذشت مشکاتیان به خبرنگار مهر گفت : مشکاتیان بی بدیل بود و صحبت کردن در باره او سهل و ممتنع است. به قول مولانا آفتاب آمد دلیل آفتاب ودر اینجا باید گفت مشکاتیان مشکاتیان است چرا که هر چه بخواهیم در باره تواناییها و بالندگی هنرش حرف بزنیم آخرش در انتخاب واژه، کلام و القای معنی کم می آوریم.ناظری که هم اکنون برای اجرای کنسرت در آمریکا به سر می برد افزود: متاسفانه موسیقیدانان کمتر
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در شنبه چهارم مهر 1388 * موضوع | لینک ثابت

رفت و دیگر نه بر قفاش نگاه ... دلی از ما ولی خراب ببر
خبر درگذشت پرویز مشکاتیان را در بهت و اندوهی سخت شنیدم. هنوز باور ندارم که ما را تنها گذاشته است. پرویز مشکاتیان برای روزگار ما نغمههای بسیار پرداخت و یاد آن سالها را با هنر خود در حافظه ما ثبت کرد.موسیقی او در فراز و نشیب روزگار همراه ما بود، با محنت ما گریست، با شادیهای ما شادی و با شور و امید ما همدلی کرد. در آثار او صدای قلبی را میتوان شنید که برای وطن و آزادی میتپد. کمتر هنرمندی را توان آن است که رنجها و آرزوهای مردمش را در هنر خویش بازتاباند و ترجمهی صادق و راستین زمانه خود باشد.پرویز یکی از این اندکشماران است، موسیقیدانی که ذوق تصنیفسازیش، مهارت گروهنوازیش، لطافت شاعرانهاش و تعهدش به آرمانهای مردم، خاطره او را در هنر ایران زمین ماندگار خواهد ساخت. من مرگ هنرمندی چنین را باور ندارم.پرویز مشکاتیان در قلب و ذهن ما زنده است.
محمدرضا شجریان
اول مهرماه 88 - آمستردام
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در شنبه چهارم مهر 1388 * موضوع | لینک ثابت
امروز هنرمند بزرگ ایران زمین پرویز مشکاتیان از مقابل خانه موسیقی نیشابور تا آرامگاه شیخ عطار بدرقه می شود و در جوار آن عارف بزرگ برای همیشه آرام میگیرد . آفرین بر مردم بافرهنگ نیشابور که این هنرمند با عظمت را از بهشت زهرا به نیشابور برگرداندند ... روحش شاد و یادش جاودان باد .
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در شنبه چهارم مهر 1388 * موضوع | لینک ثابت
چگونه و با چه توانی بنویسم که فردا جسم ارزشمند پرویز مشکاتیان در بهشت زهرا بخاک سپرده می شود ؟ فردا استاد پرویز مشکاتیان را از مقابل تالار وحدت تا بهشت زهرا همراهی و برای همیشه با او وداع می کنیم . امیدوارم همه کسانی که به موسیقی ایران عشق می ورزند به احترام این انسان متفکر در مراسم شرکت نمایند .
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در چهارشنبه یکم مهر 1388 * موضوع | لینک ثابت
رفت تا دامنش از گرد زمين پاك بماند / آسماني تر از آن بود كه در خاك بماند
در گذشت پرويز مشكاتيان بر اهل هنر و فرهنگ ايران و جهان تسليت باد ... روحش شاد ...
نوشته شده توسط سعید مستفیضی در دوشنبه سی ام شهریور 1388 * موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
برای معرفی موسیقی ایران زمین بپا خیزید ( نوشته پیمان ناصح پور )
گزارشی از بزرگداشت استاد پرویز مشکاتیان به همت خاندان بسطامی
استاد بی بدیل موسیقی ایران " فرامرز پایور " جهان فانی را وداع گفت
قابل توجه علاقمندان به اخبار موسیقی
تاکید استاد لطفی بر توجه به موسیقی فاخر در رادیو
برای مشتاقان استاد علی حافظی نی نواز بختیاری - تکنواز " مال کنون "
معرفی یک هنرمند نی نواز در فارس
وبلاگم حلقه دوستان قدیمی ...
دو تصویر از استاد محمدرضا شجریان در مراسم بزرگداشت پرویزمشکاتیان
تنها گروه موسیقی سنتی در بندر عباس
ارادتی به استاد که هرچه دارم از اوست

موسيقي از جمله هنرهايي است كه در طول تاريخ مورد بي مهري حاكمان قرار گرفته و چراغ آن عاشقانه با رنج هنرمندان با ارزش و از خود گذشتگي آنان روشن نگه داشته شده است . من نيز بخاطر علاقه ام به اين رشته ، آن بزرگان را مي ستايم و با همه مشكلاتي كه بر سر راهم مي بينم درآشنايي علاقمندان خواهم كوشيد...شما هم در دومین سال فعالیت این وبلاگ مرا ياري كنيد. باعشق - سعيدمستفيضي
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
سایتهای مرتبط با موضوعات ما :
برای دیدن بخشهای زیر بر روی آنها کلیک کنید
نوشته های پیشین
باتشکر از حامد علی وردی ، طراح قالب
POWERED BY
"
swLiveConnect="true" allowScriptAccess="samedomain" width="128" height="128">
****************
توجه
****************
****************
تمام بزرگان ادب ، فرهنگ و دلسوختگان بشريت گفتهاند : هدف هنر تعالي تبار انسان است . هدف هنر متعالي كردن انسان است نه متواري كردن انسان ، هدف هنر وارستگي بخشيدن به انسان است نه وابستگي ، هدف هنر ايثار است نه اغفال و ... زماني كه هنرمند ميبيند كه شرايط اينگونه نيست ، تنها راه اين است كه كنار بنشيند. " استاد پرویز مشکاتیان "
****************

تصویری از استاد محمد رضا لطفی
آهنگساز و نوازنده ی تار و سه تار
****************
****************
خلاصه ای در مورد مدیر وبلاگ : فعال عرصه ی موسیقی ایرانی هستم و همچنین عاشق موسیقی پر معنای این سرزمین. از سال 68 کارم را شروع کردم و مقدمات را از محضر معلمینی چون معصومی ، صلاحی و دکتر عارفی آموختم سپس با انتخاب سه تار از محضر استادان داریوش برهانی و محمدرضالطفی بهره بردم . آموزش تکنیکهای این ساز را نزد بهداد بابایی ادامه دادم و همزمان با بازگشت محمدرضالطفی آموزش در مکتب خانه میرزا عبداله ادامه یافت. در زمینه ی آهنگسازی ساخت سه تصنیف و دو پیش درامد و دو چهار مضراب از تجربیاتم است که برخی اجرا شده است. جمع آوری مجموعه ای از تم های محلی و نغمات مذهبی همراه با نوت نویسی و نیز شرح حال یک نوازنده ی قدیمی و راه اندازی شورای موسیقی و مدیریت دو ساله ی انجمن موسیقی وهمچنین تشکیل دو گروه موسیقی عشاق و مولانا وتعلیم بیش از 400 هنرجوی سه تار از دیگر فعالیتهایم بوده است .برای موسیقی ارزش فوق العاده ای قایلم و تاکنون اجازه نداده ام احدی از توان هنری ام سوء استفاده کند هرچند به خانه نشینی و سکوت چندساله ام منجر شده است . این وبلاگ فرصتی است برای همدلی و ارتباط با عاشقان پاکدل هنر موسیقی ایرانی و عاشقانه آماده ام تا به کسانی که متفکرانه علاقمند یادگیری این رشته هنری هستند ساز سه تار را آموزش دهم . سعید مستفیضی تلفن : 09173300424
****************
بحمد اله هم اکنون در شهر نی ریز کانون موسیقی ، در شهر استهبان و شهر رونیز هم انجمن های موسیقی فعالند و علاقمندان در حال فراگیری موسیقی هستند . از صمیم دل از خدا میخواهم که خودش کمک کند تا هنرجویان با معنویت هنر هم آشنا شوند وفقط چشم به نوازنده شدن نداشته باشند .
****************
یاد بودها
****************
اگرمیخواهیم موسیقی سالم بماند
تعهدیعنی درهنر موسیقی پول حرف اول نزند یعنی دست ضعیفان را گرفتن و یعنی ساز را به هرجا نکشاندن وبرای هرکس و هرجا نزدن. تعهد یعنی فکرواندیشه داشتن . یعنی اطرافت را بخوبی شناختن ونهایتا برای دردهای مردم بودن و گذشتن از خواسته های خود...
****************
بابزرگان دین:
****************
با بزرگان جهان
.
در این نظر سنجی شرکت کنید
.
src="http://files.myopera.com/mminos-music/files/mp3_new.gif" width=150>
| تعداد بازديدكنندگان : | |
| تعداد افراد آنلاين : | |