سلام . چنانچه در بازديد وبلاگ با مشكلي مواجه شديد حتما با ما در ميان گذاريد . تلفن تماس : 07117264830 موسیقی سنتی - بیاد بانوی هنرمند ایرانی زنده یاد " سیمین آقارضی "
موسیقی سنتی
خشک سیمی خشک چوبی خشک پوست ...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم دی 1388 توسط سعید مستفیضی |

شنيدن خبرش بهت وغمي بزرگ داشت كه ديگر بار ديديم. آنقدر دل به نواي ساز يك هنرمند خوش كرده بوديم كه غم دلش را از ياد برده‌ايم. كه سراغي نگرفتيم از او كه تولد هر روزه هنرش گذر سال‌ها عمرش را بر ما پنهان كرد.دل خوش كرديم به بزرگداشتش، سناريوي كوتاه و ساده وزارت ارشاد و خانه موسيقي براي خاكسپاري و  بزرگداشت يك هنرمند بزرگ و مي‌شنويم كه مراسم ساعت ١٠ صبح چهارشنبه قطعه هنرمندان بهشت زهراست.پيش از اين ديده بوديم كه حياط و خيابان‌هاي اطراف تالار وحدت به عنوان سالن بزرگداشت و اجراي مراسم قبل از خاكسپاري است.هنرمندان، شاگردان، دوستداران و .... در حياط و خيابان مي‌ايستند تا مراسم برگزار شود و دل خوش بوديم كه كه حداقل مجالي و مكاني هست كه يادي شود و كلامي‌ گفته شود تا بغضمان سبك‌تر شود. دريغ و درد كه همين اندك هم از استاد بزرگي چون سيمين آقارضي دريغ شد!!به بهشت زهرا مي‌روم. جمعي كوچك با بغضي بزرگ و عشقي عميق ايستاده‌اند و منتظر تنِ بي جانِ...... تمام بهشت زهرا را هم بگردي نه مسئولي مي‌بيني نه نماينده‌اي از خانه موسيقي و نه حتا پيامي يا شاخه گلي از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي يا خانه موسيقي!!جواني تمام شب در راه بوده تا حداقل خداحافظ‌‌‌ اي داشته باشد و اينك اين همه بي‌مهري، بيش از رفتن استاد دلش را به درد مي‌آورد و لب به شكوه باز مي‌كند و ... جمعيت دعوت به سكوتش مي كنند كه چشم تاريخ باز است و زمين براي چرخش ايام چشم به اجازه من و تو ندارد.از ميان هنرمندان خانم پروين صالحي (همسر استاد هوشنگ ظريف) و آقاي ظريف (برادر استاد ظريف) آمده‌اند و آقاي نادر شاهرخي از بهاري مي‌گويد كه قانون‌نوازي ايران با دستان خانم سيمين آقارضي به خود ديد و ما در ميان تعريف از اين بهار، خزان نبود اساتيد را مي‌بينيم كه با بي‌مهري مسئولين سردي‌اش تا مغز استخوانمان را مي‌سوزاند.علامت‌هاي سوال، ذهنمان را مشغول كرده‌است. چه شده‌است كه اين حداقل را هم از چنين هنرمند بزرگي دريغ كرده‌اند؟مگر نه آنكه به همت اجرا‌ها و تلاش استاد بزرگي چون سيمين اقارضي است كه ساز قانون شناخته شد؟ كه امروزه هنرجويان ساز قانون در هنرستان‌ها و دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌ها ديده مي‌شوند؟ هنرجوياني كه تلاششان رسيدن به مرتبه‌اي از نوازندگي خانم آقارضي است. مگر نه اين‌كه صداي ساز قانون سيمين سنگ محك اجراي تمام نوازندگان قانون شده است؟ مگر نه آنكه ساز او ميراث دار هنر جمعي از بهترين و بزرگ‌ترين اساتيد اين خاك است؟به راستي دليل اين بي‌مهري چه بود؟
 آيا در شرايطي كه اين مراسم كوچك براي ديگر اساتيد در ماهاي گذشته برگزار شد، مي‌توان به حق مطرح كرد كه جامعه مردسالار بر دنياي موسيقي حاكم است كه يك هنرمند زن را از كم‌ترين‌ها هم محروم مي‌كند؟- آيا خانه موسيقي به عنوان يك نهاد رسمي با تعداد قابل توجهي عضو و هيات رئيسه‌اي قوي براي برگزاري چنين مراسم كوچكي كه مي‌توان آن را تنها مشايعتي خواند‏، نياز به اين همه وقت و تلفن‌هاي مكرر و و سوال‌جواب‌هاي زياد و پيگيري سرسختانه يك شخص ثالث و ساعت‌ها فكر و مشورت و ... و طي  چنين پروسه طولاني‌ دارد؟ مگر نه اينكه بزرگداشت براي فوت  يك هنرمند حداقلي بود كه پيش‌بيني شده و اجرا مي‌شد؟ كارمند دفتر دكتر ايماني براي روز شنبه تعهد گرفته‌اند! كه آثاري  از كتاب و CD و آثار استاد آقارضي ارائه شود كه ثابت شود ايشان هنرمند اين مرز و بوم بوده‌اند!! و اين در حالي است كه مدرك كارشناسي موسيقي از دانشگاه تهران و لوح تقدير بازنشسته فرهيخته از سازمان فرهنگ و هنر به رويت ايشان رسيده‌است!!مگر خانه موسيقي از اساتيد به نام اين خاك ليست يا پرونده‌اي ندارد؟ مگر نامه خانه موسيقي براي يك قطعه خاك! در قطعه‌اي كه براي هنرمندان است اعتباري ندارد كه تازه در دفتر معاون وزير يك شخص بخواهد پيگر اعتبارِ نامه و نام يك هنرمند شود؟دردمان بيشتر شد وقتي ميان بغض و گريه و خستگي‌ها، شاگرد استاد ـ خانم پريچهر خواجه- به سختي توانستيم بفهميم كه همين يك وجب خاك هم با چه تلاش و پيگري و تلفن و صحبت و گريه‌اي به دست آمده و در اينجا بايد از آقاي نوربخش (حميد رضا) تشكر كرد كه در نهايت اين همه درد و خستگي از اين سو و آن سو تنها كسي بودند كه نامه بهشت زهرا را آماده كردند.ديگر آنكه دكتر ايماني عزيز، خانه موسيقي محترم! شنيدن خبر فوت هنرمندي چون خانم سيمين آقارضي همه را بس بود براي تلاشي در برگزاري بهترين بزرگداشت و مرا دليلي براي اين همه دوندگي‌‌هاي يك شخص براي ساده‌ترين مراسم و كمترين حق يك هنرمند ، يافت نشد!
 و ما همه مي‌دانيم كه «هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق»با بيتي از رباعي سراي عزيز ، ايرج زبردست ، خود را تسلا مي دهيم در فوت استاد بزرگ قانون نوازي ايران:


روزي كه تو را خاك در آغوش گرفت                                    زانو زدن مرگ تماشايي بود

نوشته : فريده رضايي

خانم رضايي لطفا دريافت ايميل را به بنده اطلاع دهيد . مراتب عذرخواهي را با ايميل اعلام نمودم .